دانشگاه علوم پزشکی ایران
Iran University of Medical Sciences
آدرس مرکز تحقیقات ایمونولوژی
جهت ارجاع در مقالات و سایر انتشارات

مرکز تحقیقات ایمونولوژی،
پژوهشکده ایمونولوژی و بیماری های عفونی،
دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران.


Immunology Research Center,
Institute of Immunology and Infectious Diseases,
Iran University of Medical Sciences, Tehran, Iran.

اپی ژنتیک و تنظیم تمایز سلول‌های T helper

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۷/۲۹ | 

ویژگی های یک سلول به طور عمده، به الگوی بیان ژنی آن بستگی دارد. در سلول های یوکاریوتی، الگوی بیان ژن حتی در غیاب عامل القایی پایدار باقی مانده و ثابت می ماند. فرایندی که بدون تغییر در توالی نوکلئوتید های یک ژن، نحوه بروز ژن را تغییر می دهد را، اپی ژنتیک می نامند.

مکانیسم های اپی ژنتیکی، تمام فرایندهای بیولوژیکی بدن موجودات را از زمان شکل گیری تا مرگ تنظیم می کند. به عنوان مثال می توان به تنظیم فرایندهای شکل گیری گامت ها، شکل گیری جنین، تمایز و رشد و نمو سلولی اشاره کرد.

کلیدی ترین عوامل در تغییرات اپی ژنتیکی مربوط به تغییرات در عوامل تغییر دهنده ی آرایش کرماتین، عوامل تغییر دهنده هیستون ها، متیلاسیون DNA، فعالیت RNAهای غیر کد کننده (که مهمترین آنهاmiRNA وsiRNA هستند)، می باشد که فرایند رونویسی را تحت تاثیر قرار می دهد.

انواع پروتیین های هیستونی شاملH۴,H۳,H۲B,H۲A, H۱ بصورت اکتامر می باشند و سبب فشردا سازی DNA کروموزومی می شوند. دم های هیستونی می توانند دچار تغییرات پس از ترجمه مانند استیلاسیون، متیلاسیون و فسفریلاسیون شوند.

هیستون ها که DNA را درون کروماتین احاطه کرده اند در ناحیه دم انتهایی N خود دچار تغییرات پس از رونویسی مثل استیلاسیون، متیلاسیون،ADPریبوزیلاسیون، فسفریلاسیون و مهمترین آنها استیلاسیون می شوند. فاکتور های فعال کننده رونویسی به طور همزمان با استیله شدن لیزین هیستون ها فعال می شوند، در حالی که فاکتور های سرکوب کننده رونویسی با داستیله شدن هیستون ها شروع به کار می کنند.

مهم ترین تغییر کوالانت DNA مربوط به متیلاسیونDNA در دی نوکلئوتید CpG است که در ارتباط با خاموش شدن ژن ها است و اغلب در مناطق غنی از CpG رخ می دهد.
منشا میکرو RNA مربوط به ساختار های کوتاه سنجاق سری می باشد که توالی های شبیه خودش را مورد هدف قرار داده و سبب سرکوب فرایند ترجمه می شود. میکرو RNAها از طریق جفت شدن ناکامل فقط با ۶ یا ۸ نوکلئوتید با mRNA هدف فرایند ترجمه را متوقف می کنند و اگر جفت شدنشان به توالی هدف به صورت کامل باشد سبب می شوند که mRNAها تخریب شوند.

عالیت میکروRNAها توسط کمپلکس miRISC انجام می شود که این کمپلکس شامل miRNA،پروتئین های خانواده Argonaute (AGO) و پروتیین های خانواده GW۱۸۲ (دارای توالی های تکراری از اسید آمینه گلایسین و تریپتوفان هستند) که مجموع این کمپلکس پروتئینی و mRNA در P bodies حضور دارند و تنظیم بیان پروتیین ها را بر عهده دارند.

siRNA از RNAهای دو رشته ای به وجود می آیند که توالی های هومولوگی را در جایگاه های ژنی یکسان مورد هدف قرار می دهند و با تخریب جایگاه سبب خاموش شدن ژن می شوند. در فرایند تولید میکروRNA دو آنزیم دخالت دارد: آنزیم Drosha که مسئول تولید میکرو RNA اولیه در هسته است و پس از خارج شدن از هسته آنزیم DicerI تولید میکروRNA بالغ می کند. ولی در فرایند تولید siRNAها فقط به آنزیم DicerI نیاز است.
 
هاله عبدلی
دانشجوی دکترای تخصصی ایمونولوژی
منبع : ImmunologyToday
پست الکترونیک : haleh.abdoli gmail.com


دفعات مشاهده: 12 بار   |   دفعات چاپ: 2 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

درمان بالقوه ویروس ایدز

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۷/۱۳ | 

خوشبختانه محققان «مدرسه پزشکی سن دیگو» در دانشگاه کالیفرنیا از طریق رویکرد توالی ژنتیکی گام بزرگی در درمان HIV برداشته اند که می تواند ذخایر خفته این ویروس در سلول ها را نیز از بین ببرد. در این روش از تکنیک CRISPR-Cas۹ برای ویرایش ژن ها استفاده شده. «طارق رعنا»، استاد مدرسه پزشکی سن دیگو در این باره می گوید:

" دستاوردهای ما در پژوهش های دیگر بی سابقه بوده است. ما از طریق اصلاح ژنتیکی یک RNA کدگذاری نشده اجازه ندادیم حتی در صورت قطع درمان هم HIV در سلول های T و «میکروگلیا» عود کند. به عبارت دیگر ما یک درمان بالقوه برای ریشه کنی HIV و ایدز داریم . "
این پژوهش بر ژن نوظهوری مبتنی است که ظاهرا تکثیر HIV در سلول های ایمنی از جمله  ماکروفاژها، سلول های T و میکروگلیا را تنظیم می کند.

طارق رعنا علی رغم اشاره به پتانسیل های درمانی این روش تاکید می کند که باید منتظر نتایج استفاده از آن در حیوانات بمانیم. وی گام بعدی محققان را بررسی این مساله می داند که آیا غیرفعال سازی این ژن تنظیم کننده می تواند مخازن ویروسی را در بیماران از بین ببرد یا خیر.
پیش از این تیم تحقیقاتی دیگری به سرپرستی دکتر کامل خلیلی با ترکیب تکنیک کریسپر و یک داروی تجربی جدید موفق به پاکسازی HIV از ژنوم موش ها شده بودند.


دکتر مریم عظیمی

دکترای تخصصی ایمونولوژی

تاریخ خبر: اکتوبر ۲۰۱۹
منبع : ImmunologyToday

۱. Chao TC, Zhang Q, Li Z, Tiwari SK, Qin Y, Yau E, Sanchez A, Singh G, Chang K, Kaul M, Karris MA. The Long Noncoding RNA HEAL Regulates HIV-۱ Replication through Epigenetic Regulation of the HIV-۱ Promoter. mBio. ۲۰۱۹ Oct ۲۹;۱۰(۵):e۰۲۰۱۶-۱۹.

دفعات مشاهده: 68 بار   |   دفعات چاپ: 10 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

حضور شبکه هورمونی در سینوویال بیماران مبتلا به روماتوئید و استئوآرتریت

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۷/۸ | 

با اینکه بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید (RA) گاهی اوقات بیماری تیروئید را  نیز نشان می دهند ،  اما نقش هورمونهای تیروئید در بافت سینوویال ملتهب هنوز ناشناخته است. این موضوع به این دلیل مهم به نظر می آید  که هورمونهای تیروئید  سیستم  ایمنی را تحریک می کنند و سلول های موضعی می توانند میزان هورمون تیروئید را توسط دئودینازها(  deiodinases DIO)  تنظیم کنند. در سال ۲۰۱۹ مطالعه ای این فرضیه ای مبنی بر حضور عناصر شبکه هورمون تیروئید در بافت سینوویال وجود دارد مطرح کرد. در این مطالعه سرم، مایع و بافت مفصلی و سلول های فیبروبلاستی ۱۲ بیمار مبتلا به RA و ۳۲ بیمار مبتلا به آرتروز(OA) که هیچ گونه سابقه بیماری تیروئیدی نداشتن  ، از نظر هورمون های تیروئیدی  بررسی شدند. نتیج نشان داد که  سطح سرمی / مایع سینوویال هورمون تیروئید در بیماران مبتلا به  RA و OA مشابه بود.

همچنین آنایزهای بیوشیمیایی نشان داد که میزان یک متابولیت حاصل از تخریب به نام تریودوتیرونین معکوس(reverse T۳) ؛ در سرم در مقایسه با مایع سینوویال بسیار کمتر میباشد؛ این یافته نشان دهنده تخریب هورمون های تیروئیدی در محیط سینوویوم  میباشد.

 سایر نتایج این مطالعه نیز نشان میدهد که انتقال دهنده های غشای سلولی هورمونهای تیروئید ، DIO ، و گیرنده های هورمون تیروئید در بافت و مایع سینوویال  حضور داشتند. فراوانی سلولهای مثبت برای تخریب کننده دیئوها در RA نسبت به OA بیشتر بود. مطالعات بیان ژن در مایع سینوویال نقش ضعیفی برای هورمون t۳ در تنظیمی بیان ژن نشان داده اند. بافت و مایع  سینوویال در  RA و / SF یک شبکه موضعی از  هورمونهای تیروئیدی را نشان دادند. هورمونهای تیروئید در سینوویوم تخریب می شوند. در حالی که T۳ فعال زیستی بر بیان ژن SF تأثیر نمی گذارد ، به نظر می رسد SF عملکرد رله ای برای هورمونهای تیروئید دارد.


دکتر مریم عظیمی

دکترای تخصصی ایمونولوژی

تاریخ خبر: سپتامبر ۲۰۱۹
m-azimimalumnus.tums.ac.ir

منبع:
۱. Pörings A-S, Lowin T, Dufner B, Grifka J, Straub RH. A thyroid hormone network exists in synovial fibroblasts of rheumatoid arthritis and osteoarthritis patients. Scientific Reports. ۲۰۱۹;۹(۱):۱۳۲۳۵

دفعات مشاهده: 68 بار   |   دفعات چاپ: 7 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

استفاده از شیردوش روی مایکروبیوم شیر مادر تاثیر می گذارد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۶/۳۰ | 
یک مطالعه گسترده در کانادا که بوسیله دکتر آزاد و همکارانشان انجام شد نشان داد که استفاده از پمپ یا شیردوش با حذف باکتریهای دهانی و افزایش تعداد باکتریهای پاتوژن در مقایسه با روش مستقیم شیردهی باعث تغییر مایکروبیوم شیر مادر می شود.

این مطالعه که در فوریه ۲۰۱۹ در ژورنال Cell Host & Microbe تحت عنوان "Composition and variation of the Human Milk Microbiota are influenced by maternal and earl life factors به چاپ رسید پیشنهاد کرد که مایکروبیوم شیر هم بوسیله باکتریهای دهان نوزاد و هم بوسیله فاکتورهای محیطی مانند شیردوش تحت تاثیر قرار می گیرد.

قبلا شیر مادر استریل درنظر گرفته می شد ولی مطالعت اخیر مقادیر کمی از باکتریها را در آن نشان داده اند. بهم خوردن مایکروبیوم شیر می تواند باعث تغییر مایکروبیوم روده نوزاد و احتمال ابتلا آن به بیماریهای آسم و آلرژی یا چاقی شود.
استفاده از روش غیر مستقیم شیردهی باعث افزایش پاتوژنهای فرصت طلب مانند سودوموناس و درنتیجه افزایش ریسک عفونتهای تنفسی در نوزادان می شود.همچنین این مطالعه نشان داد که باکتریهای شیر علاوه بر اینکه از روده مادر تاثیر می پذیرند از باکتریهای دهان نوزاد نیز متاثر هستند.

مطلب جالب دیگر اینکه مایکروبیوم شیر تحت تاثیر جنسیت نوزاد متفاوت است. جنسیت نوزاد روی مایکروبیوم دهان و درنتیجه مایکروبیوم شیر تاثیر میگذارد. از طرف دیگر فاکتورهای در ارتباط با مادر مانند سن ،BMI ،نژاد و تغذیه و همچنین روش زایمان (طبیعی یا سزارین) مصرف انتی بیوتیکها و داشتن فرزندان قبلی همه در کیفیت مایکروبیوم شیر مادر تاثیر می گذارند.

خانم دکتر آزاد همچنین اشاره کرد که در مطالعات آینده آنها ترکیبات و عملکرد مایکروبیوم شیر را بررسی خواهند کرد و پروفایل قارچها را در نمونه های شیر تعیین می کنند.آیا همچنین قصد دارند تاثیر مایکروبیوم شیر مادر را در شکل گیری مایکروبیوم روده و تاثیر آن را در سلامتی و بیماری نوزادان مورد بررسی قرار دهند.

دکتر شهره نیکو

دکتری تخصصی ایمونولوژی
 niko.sh iums.ac.ir
تاریخ : فوریه ۲۰۱۹
منبع:
۱. Moossavi S, Sepehri S, Robertson B, Bode L, Goruk S, Field CJ, Lix LM, de Souza RJ, Becker AB, Mandhane PJ, Turvey SE. Composition and variation of the human milk microbiota are influenced by maternal and early-life factors. Cell host & microbe. ۲۰۱۹ Feb ۱۳;۲۵(۲):۳۲۴-۳۵.

دفعات مشاهده: 93 بار   |   دفعات چاپ: 10 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

مدل سازی کاردیومیوپاتی (بیماری‌های ماهیچه‌ی قلب) با کمک iPSCs

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۵/۲۳ | 
 
مطالعه نشان داده اند که از Human induced pluripotent stem cell-derived cardiomyocytes (hiPSC-CMs) گرفته شده از بیمار می توان به عنوان ابزار مدل سازی کاردیومیوپاتی ها و پلتفرم‌های کشف دارو استفاده کرد.

سلولهای hiPSC بیمار قادر به تشریح فنوتیپ های بالینی خاص از جمله اختلال انقباضی و آریتمی در بیمارانی که از آن‌ها سلول گرفته شده است، میباشند . این موضوع به طور ویژه‌ای در زمینه‌ی کاردیومیوپاتی های مونوژنیک توسعه یافته است، مطالعات اخیر نشان می‌دهند که hiPSC-CMs را نیز می‌توان برای ارزیابی برهمکنش‌های منحصر به فرد بین سوابق ژنتیکی بیماران و فاکتورهای محیطی یا فارماکولوزیکی استفاده کرد.با این حال، احتمالاً، پتانسیل کامل iPSC برای مدل سازی اختلالات و نارسایی‌های قلبی هنوز مورد استفاده قرار نگرفته است.
 
کاردیومیوسیت های مشتق شده از iPSC، در مقایسه با انواع بالغ، از نظر عملکردی نابالغ هستند. یکی از چالش‌های اصلی که مانع از تحقق کامل پتانسیل میوسیت های مشتق شده از iPSC می‌شود، مربوط به عدم قطعیت در وضعیت بلوغ میوسیت ها (در سطوح زیست پزشکی، الکتروفیزیولوژیک و مکانیکی) است. ترکیب فناوری i‏PSC  با فنون مهندسی زیستی، یک رویکرد امید بخش برای بهبود بلوغ iPSC-CMs بوده و یک پلتفرم مناسب‌تر را برای اندازه گیری پارامترهای عملکردی قلب فراهم می‌کند (از جمله انقباض و استراحت). بااین حال، طیف وسیعی از فعالیت ها وجود دارند که هنوز در iPSC-CMs بررسی نشده‌اند. بیشتر مطالعات فعلی بر شناسایی الکتروفیزیولویکی و ساختاری سلول‌های تولید شده متمرکز بوده‌اند، توصیف سایر عوامل و فاکتورهای کلیدی عملکرد کاردیومیوسیت ها، به تازگی انجام شده است. شامل استراحت و فعالیت‌های متابولیکی و میتوکندریایی سلول می باشد. شکل زیر مراحل اشتفاده از سلول های hiPSC-CMs را به صورت شماتیک نشان میدهد.


دکتر مریم عظیمی

دکترای تخصصی ایمونولوژی

برگرفته از: ImmunologyToday
تاریخ خبر: آگوست ۲۰۱۹
m-azimimalumnus.tums.ac.ir
 

دفعات مشاهده: 168 بار   |   دفعات چاپ: 15 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

داروهای تسکین دهنده و محافظت کننده معده می توانند منشاء ایجاد آلرژی ها باشند

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۵/۱۶ | 

داروهای مسکن و محافظ کننده معده به صورت وسیع الطیفی مورد استفاده قرار می گیرند. به تازگی، در مطالعه ای که در دانشگاه وین اتریش انجام شده نشان داده شده که استفاده از داروهای محافظ معده (به خصوص آن دسته از این داروها که با نام مهار کننده های پمپ پروتون یا Proton Pump Inhibitors: PPI شناخته می شوند) منتهی به تجویز داروهای ضد آلرژی در آینده می شوند. این تحقیق که در جمعیت بزرگی انجام گرفته است موید مطالعات اپیدمیولوژیک و آزمایشگاهی انجام شده در گذشته است که نشان داده بودند داروهای محافظ معده می توانند باعث تشدید و یا حتی شروع آلرژی ها شوند. نتایج این مطالعه در مجله معتبر “Nature Communications” به چاپ رسیده است.

مهار کننده های اسید معده تولید اسید را کاهش می دهند، رفلاکس معده را کاهش می دهند و به بهبود آسیب های وارد شده به مخاط معده کمک می کنند.این داروها به طور رایج در کنار داروهای دیگر برای جلوگیری از مشکلات معده و ایجاد گاز در معده مورد استفاده قرار می گیرند. بعلاوه، این داروها در مواردی که بدلیل وجود استرس در افراد رفلاکس ایجاد می شود مورد استفاده قرار می گیرند. در سال ۲۰۱۳، شرکت های بیمه در اتریش مبالغ مربوط به حداقل یک بسته از داروهای PPI را برای ۱،۵۴۰،۵۰۵ پرداخت کردند.

طی این مطالعه کشوری که بوسیله دانشگاه MedUni در وین انجام شد مشخص شد که رابطه ای معنادار وجود دارد بین مصرف داروهای محافظ معده، بخصوص آنهایی که از دسته PPI هستند، و مصرف داروهای ضد آلرژی در آینده. این مطالعه نسخه های پزشکی ضد آلرژی (آنتی هیستامین ها، ایمونوتراپی ها) را که برای افرادی تجویز شده بود که قبلا در سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ از داروهای محافظت کننده معده استفاده کرده بودند مورد بررسی قرار داد. داده های این مطالعه کمی در وحله نخست توسط تمام شرکت های بیمه تامین اجتماعی اتریش فراهم گردید. ارتباط مشاهده شد واقعا تکان دهنده بود، طبق توضیحی که نویسنده اول مقاله می دهد: " افرادی که داروهای محافظت کننده معده مانند PPI ها را دریافت می کنند به میزان دو یا حتی سه برابر ریسک بیشتری دارند به ابتلا به آلرژی های نیازمند درمان های دارویی".

اسید معده نقش مهمی را در عملکرد لوله گوارش ایفا می نماید. آنزیم هایی که عملکردشان بستگی به شرایط اسیدی دارند مسئول تجزیه پروتئین های موجود در غذا و هضم بیشتر آن می باشند. همچنین، اسید معده به عنوان سدی در مقابل رشد باکتری و سایر پاتوژن ها عمل می کند. چنانچه این عملکردها به خاطر مهار تولید اسید معده کاهش پیدا کنند، آلرژن ها به صورت دست پردازش نشده و هضم نشده راهشان را به معده پیدا می کنند. این موضوع می تواند باعث شروع آلرژی ها یا بدتر شدن نشانه های بیماری در افرادی شوند که از قبل دچار آلرژی بوده اند.

محقق مسئول این تحقیق Erika Jensen-Jarolim در خصوص استفاده کنترل نشده از این داروها هشدار داده است: " داروهایی که با نام محافظت کننده های معده شناخته می شوند نبایستی برای دوره زمانی بیش از آنچه مورد نیاز است مورد استفاده قرار گیرند. این داروها جلوی هضم پروتئین ها را می گیرند، باعث تغییر در پروفایل میکروب های مفید    (microbiome) دستگاه معده-روده ای می شوند و ریسک ابتلا به واکنش های آلرژیک را افزایش می دهند. لذا، به محض آنکه این داروها عملکرد مورد نظر پزشک را انجام دادند، باید در کوتاهترین زمان ممکن مصرفشان متوقف گردد".

بعلاوه، مهارکننده های اسید معده فقط علائم را درمان می کنند و علت اصلی شکایت مریض را از بین نمی برند. "بنابراین دکتر هایی که این داروها را تجویز می کنند باید سعی کنند دوره مصرف را به کوتاهترین میزان ممکن برسانند. لذا، در مواردی که این داروها برای درمان علائم مربوط به استرس مانند رفلاکس معده مورد استفاده قرار می گیرند، بهتر است به جای استفاده از دارو از تغییر سبک زندگی یا برقراری تعادل بین کار و زندگی افراد استفاده شود"به نقل از Jensen-Jarolim.


دکتر شهره نیکو

دکتری تخصصی ایمونولوژی
 niko.sh iums.ac.ir

تاریخ خبر: جولای ۲۰۱۹
منبع:
 
  1. Country-wide medical records infer increased allergy risk of gastric acid inhibition. Galateja Jordakieva, Michael Kundi, Eva Untersmayr, Isabella Pali-Schöll, Berthold Reichardt, Erika Jensen-Jarolim. Nature Communications, (۲۰۱۹) ۱۰:۳۲۹۸. https://doi.org/۱۰.۱۰۳۸/s۴۱۴۶۷-۰۱۹-
    ۱۰۹۱۴-۶.

     

دفعات مشاهده: 187 بار   |   دفعات چاپ: 20 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

سلول های بنیادی پالپ دندان (DPSC) سیستم ایمنی را سرکوب میکنند

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۴/۲۹ | 

مطالعات بر روی DPSCs ها این واقعیت را نشان داده که این سلول‌ها در هر دو شرایط in vitro و in vivo دارای خواص سرکوب کنندگی ایمنی  و تعدیل کننده ایمنی  می باشند. در واقع، DPSCs قادر به القای آپوپتوز در لنفوسیت های T می باشند.در مدل کشت همزمان DPSCs به طور فعالانه تکثیر سلول های تک هسته ای خون محیطی (PBMCs) را مهار می کند هرچند PBMCs توسط میتوژن های T-cell تحریک شده باشند.
 
این فعالیت مهاری نسبت به سلول های مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان در مدل های تجربی مشابه به طور چشمگیری قوی تر می باشد. علاوه بر این، DPSCs ها تکثیر لنفوسیت های B را سرکوب می‌کنند. به نظر می رسد که اثرات ایمونومدولاتوری DPSCs از طریق نقش آن ها در تنظیم تولید سایتوکاین های مختلف می باشد
 
این سلول ها تولید سایتوکاین های ضد التهابی مانند IL۱۰ را افزایش می دهند در حالی که تولید سایتوکاین های محرک پاسخ های ایمنی و التهابی نظیر IL۲ و IL۱۷ وIFNγ  را کاهش می دهد.
 
محققان به دنبال کشف مکانیسم‌های ممکن در مهار تکثیر سلول‌های T توسط این نوع از سلول های بنیادی بودند. آن ها پی به وجود یک فاکتور کلیدی در DPSCs ها بردند که متعاقب افزایش بیان این فاکتور بیان TGFß۱ نیزمی تواند افزایش بیان داشته باشد، در حالی که با اضافه کردن آنتی TGFß۱ توانایی تکثیر PBMCs در حضور DPSCs ها دوباره برمی گردد.
 
DPSCs مولکول سطحی تحت عنوان لیگاند (FAS (FasL/ CD۹۵L را بیان می کنند. FASL یک پروتئین غشایی نوع ΙΙ است که متعلق به خانواده فاکتور نکروز دهنده توموری  (TNFγ) می‌باشد. با اتصال به گیرنده Fas، Fas L یک فرایند وابسته به کاسپاز را در بسیاری از سلول‌ها ایجاد می‌کند.وقتی بیان Fas L توسط siRNA در سلول های DPSCs ناک اوت شود باعث کاهش توانایی ایجاد آپوپتوز لنفوسیت های T در شرایط in vitro می‌شود.
 
تزریق سیستماتیک DPSCs در موش های مبتلا به کولیت التهابی قادر است تا باعث بهبود علائم این بیماری شود و به طرزجالبی سلول هایی که قادر به بیان FASL نمی باشند قادر به بهبود علائم در این موش ها نیستند که این موضوع نشان دهنده ی نقش محوری FASL در فعالیت تعدیل کنندگی سیستم ایمنی آن ها می باشد.

هاله عبدلی
دانشجوی دکترای تخصصی ایمونولوژی
برگرفته از: ImmunologyToday
پست الکترونیک : haleh.abdoli gmail.com

دفعات مشاهده: 241 بار   |   دفعات چاپ: 31 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

مدل سازی بیماری های نقص ایمنی اولیه (PID ) با استفاده از سلول های بنیادی پرتوان القایی ( iPSC )

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۴/۲۲ | 
سندروم های نقص ایمنی اولیه ( PID ) گروهی متنوع در برگیرنده بیش از ۱۳۰ نوع اختلال می باشند، که در  نتیجه بروز نقص تکاملی و عملکردی سیستم ایمنی بدن انسان ایجاد می شوند .از آن جایی که PID ها به عنوان نقص تکاملی و در عین حال اختلال عملکرد سیستم ایمنی محسوب می گردند، مدل سازی بیماری  مبتنی بر iPSC برای مطالعه آن ها بسیار مناسب می باشد.
نوتروپنی شدید مادرزادی ( SCN )   بیماری است که منجر به افزایش استعداد افراد مبتلا به عفونت های مکرر می گردد. افراد مبتلا به این بیماری دچار کمبود نوتروفیل ها می باشند.از میان ژن های مختلف مرتبط با نوتروپنی شدید مادرزادیSCN  ، ژن بیان کننده ی  الاستاز  نوتروفیلی ( ELANE  ) بیشتر از سایرین تمرکز محققین را به خود معطوف ساخته است.
جهش های ژن ELANE موجب تولید پروتئین neutrophil elastase می گردد که به نظر می رسد تنها برخی از عملکرد هایش را حفظ می کند. به نظر می رسد نوتروفیل هایی که پروتئین neutrophil elastase غیر طبیعی تولید می کنند نسبت به نوتروفیل های طبیعی، طول عمر کوتاه تری دارند. تصور می شور که طول عمر کوتاه تر نوتروفیل ها توجیه کننده ماهیت دوره ای این بیماری باشد. علاوه بر این مشخص شده است که سیگنالینگ Wnt دخیل در فرایند بلوغ نوتروفیل ها می باشد .قرار گیری نابه جای الاستاز نوتروفیلی از طریق ایجاد پاسخ استرس مربوط به شبکه ی اندوپلاسمیک مرگ و آپوپتوز نوتروفیل ها را القا می کنند.
iPSCهای مشتق شده از سلول های بیماران مبتلا به SCN به خوبی تمایز یافته های فوق را اثبات نموده و کمک فراوانی به محققین برای درک بهتر مکانیسم بروز بیماری نموده استiPSC. های دارای جهش در ELANE در ایجاد نوتروفیل های بالغ ناتوان هستند. شکل زیر تصویر شماتیک از مراحل القا و انتقال سلول های iPSC به بیماران PID نشان میدهد.  


 دکتر مریم عظیمی

دکترای تخصصی ایمونولوژی

برگرفته از: ImmunologyToday
تاریخ خبر: جولای ۲۰۱۹
m-azimimalumnus.tums.ac.ir
 

دفعات مشاهده: 249 بار   |   دفعات چاپ: 25 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

نقش تغدیه در شکل گیری پروفایل میکروبی بدن نوزادان و تاثیر آن بر سیستم ایمنی و در نهایت استعداد ابتلا به بیماری آسم

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۴/۱۳ | 

چنانچه می دانیم بیماری آسم تحت تاثیر عوامل متعدد فردی و محیطی قرار دارد و بنابراین بدیهی است جهت انتخاب استراتژی مناسب برای کاهش ابتلا به آن بایستی شاخه های مختلف علمی دست به دست یکدیگر بدهند. در این میان مثلث تغذیه، سیستم ایمنی و microbiome (یا همان پروفایل میکروبی مقیم بدن افراد) از زمینه های جذاب و چند رشته ای است که نظر بسیاری محققین را به خود جلب کرده و نتایج مطالعات آن در مجلات با تاثیر علمی بالا در دنیا به چاپ رسیده است. دو تن از محققین فعال و معتبر در دانشگاه موناش استرالیا در غالب مقاله ای با عنوان با عنوان “The microbiome: toward preventing allergies and asthma by nutritional intervention “ که در مجله وزین Current Opinions in Immunology  در سال ۲۰۱۹ میلادی به چاپ رسیده به بررسی آخرین اطلاعات در خصوص رابطه بین micbriome بدن با تغذیه مادر و نوزاد و ارتباط آن با ابتلا به آسم پرداخته اند.

این محققین همچنین امکان انجام مداخله از طریق رژیم غذایی با هدف مقاوم سازی نوزادان به ابتلا به آسم در آینده را مورد بحث قرار داده اند. در واقع شاید بتوان گفت مراحل مختلفی در شکل گیری و استعداد ابتلای افراد به آسم نقش دارند که شروع آن حتی قبل از تولد نوزاد و با تغذیه مادر در دوره حاملگی آغاز می گردد. در این خصوص نشان داده شده رژیم غذایی حاوی ویتامین D۳ و همچنین مصرف شیر خام گاو در دوران حاملگی می تواند تا حد زیادی جلوی ابتلای کودکان به آسم را در آینده بگیرد هر چند که مکانیسم دقیق این پدیده هنوز بدرستی مشخص نیست. در ادامه و هنگام تولد نقش زایمان طبیعی (در مقابل سزارین) بدلیل انتقال باکتریهای مفید از طریق واژن به نوزاد نیز می تواند در کاهش ابتلا به آسم در آینده مفید باشد. در مرحله بعد تغذیه نوزاد با شیر مادر می تواند باعث اسیدی تر شدن محیط روده، آماده سازی محیط برای رشد باکتریهای رده بیفیدوباکتر و لاکتوباسیلوس و کاهش ابتلا به آسم در آینده کودکان شود.

یکی از نکات جالب بررسی شده در این مقاله اشاره به نتایج مطالعاتی است که تاثیر محیط زندگی روستایی در مقابل محیط زندگی شهری بر کاهش ابتلا به آسم را مورد بررسی قرار داده اند. در این خصوص وجود باکتریها و حتی قارچ های مختلف، متنوع و البته مفید در محیط زندگی روستایی کشاورزی سنتی (نه صنعتی با ابزار آلات) و همچنین افزایش میزان اندوتوکسین موجود مربوط به مایت های خانگی در این نوع زندگی در مقایسه با زندگی شهری می تواند نقش مهمی در شکل گیری microbiome مقاوم به آسم در کودکان روستایی داشته باشد.یکی دیگر از نکات جالب بررسی شده در این مقاله اشاره به مطالعاتی است که نقش مهم شکل گیری رژیم غذایی در یکسال ابتدایی تولد را در استعداد ابتلا به آسم کودکان در آینده مورد بررسی قرار داده اند.

بر اساس این مطالعات، استفاده از رژیم غنی از فیبرگیاهی و دارای چربی پایین قبل از پایان یکسالگی می تواند تاثیر مثبتی در کاهش ابتلا به آسم داشته باشد. بر اساس مطالعات انجام شده در مدل های موشی، فیبرهای گیاهی از مکانیسم های هیدرولیزی موجود در معده فرار کرده و در روده تحت پروسه تخمیر می توانند اسیدهای چرب با زنجیره کوتاه (Short Chain Fatty Acids) را تولید نمایند. این اسیدهای چرب در ادامه وارد گردش خون نوزاد شده و می توانند باعث کاهش فعالسازی سلولهای دندریتیک و همچنین افزایش تولید و عملکرد سلولهای T تنظیم گر (Regulatory T Cells) شوند که در نهایت منجر به کاهش آسیب های ناشی از پاسخ های Th۲ و در نتیجه آسم می گردد. همچنین نشان داده شده این اسیدهای چرب زنجیره کوتاه باعث کاهش تولید پیش سازهای سلولهای دندریتیک و ماکروفاژی می شوند که وارد ریه می گردند. بعلاوه، سلولهای دندریتیک و ماکروفاژ تولید شده در این شرایط قدرت فاگوسیتوز کمتری داشته و توانایی کمتری در فعال سازی سلولهای Th۲ دارند.

در نهایت نویسندگان مقاله به این نکته مهم اشاره می کنند که رابطه غیرقابل انکاری که بین تغذیه، microbiome و ابتلا به آسم وجود دارد، احتمال رسیدن به رژیم های مکمل برای مادر و نوزاد (به خصوص در سال اول زندگی) جهت کاهش احتمال ابتلا به آسم (به خصوص در نوزادان دارای پیش زمینه ژنتیکی) را قوت می بخشد. اما بدلیل تفاوت های فردی و ژنتیکی که بین افراد (هم مادر و هم نوزاد) وجود دارد انجام بررسی های دقیق تر با روش های جدید از جمله روش های Sequencing، مراجعه به پایگاه های داده های مربوط به Sequence  های میکروبی، و همچنین مطالعات متابولومیکس کمک خواهد کرد تا بطور دقیق در آینده بتوانیم بر اساس پیش زمینه های ژنتیکی افراد با انجام مداخلات وابسته به هر فرد در شکل گیری مفید microbiome بدن نوزادان تاثیر مثبت گذاشته و از احتمال ابتلا آنها به آسم و آلرژی در آینده بکاهیم. مطالعه جزییات این مقالات به تمام محققین علاقه مند به حوضه آسم و آلرژی و رابطه آن به microbiome و سیستم ایمنی و همچنین تاثیر تغذیه در این میان توصیه می گردد.


دکتر شهره نیکو

دکتری تخصصی ایمونولوژی
 niko.sh iums.ac.ir

تاریخ خبر: می ۲۰۱۹
منبع:
۱. Perdijk O, Marsland BJ. The microbiome: toward preventing allergies and asthma by nutritional intervention. Current opinion in immunology. ۲۰۱۹ Oct ۱;۶۰:۱۰-۸.

دفعات مشاهده: 274 بار   |   دفعات چاپ: 35 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کشف توالی ژنی جدید با توانایی مقابله با سرطان و بیماریهای خود ایمن

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۳/۲۲ | 

طبق تحقیقی توسط دانشمندان مرکز تحقیقات Texas A&M AgriLife، بخش کوچکی از ژن انسانی STING، محرک ژن های اینترفرون، میتواند کلیدی برای درمان بیماریهای خودایمنی و سرطان باشد.
Dr. Pingwei Li، Drs. Baoyu Zhao، Fenglei Du و Pengbiao Xu، یک موتیف پروتئینی کشف کردند که بر اساس آن محققان را قادر می سازد تا داروهایی در جهت مهار پاسخ ایمنی ناخواسته در انسان که باعث ایجاد بیماریهای خودایمنی میشوند، تولید کنند.

STING پروتئین هایی هستند که عامل ایجاد سیگنال پاسخ های ایمنی در انسان و حیوانات میباشند. موتیف  PLPLRT/SD که دانشمندان کشف کردند یک قسمت کوتاه آمینو اسیدی در نزدیکی انتهای پروتئین STING هستند که نقش کلیدی در فعال کردن سیستم ایمنی بر علیه عفونتهای ویروسی را دارا میباشد.
TBK۱ پروتئین کینازی است که با بیماریهای مانند زوال عقل زودرس (frontotemporal dementia) ، برخی از سرطان ها و بیماریهای خود ایمن همانند لوپوس در ارتباط میباشد. آزمایشگاه دکتر Li یک توالی کوتاه در پروتئین STING که باعث فعال سازی و بکارگیری TBK۱ و ایجاد پاسخ ایمنی میشود را شناسایی کردند.

دانشمندان دریافتند که یک موتیف PLPLRT/SD محافظت شده که در ناحیه C-terminal انتهای STING قرار دارد، میتواند اتصال TBK۱ را مدیریت کند. این موضوع نشان میدهد که اتصال مستقیم بین STING  و TBK۱ برای عملکرد سیگنالینگ STING بسیار ضروری میباشد.
طبق گفته دکتر Li :" سیستم ایمنی همانند یک مدار الکتریکی عمل میکند". " ما این موتیف از STING را که در فعال سازی TBK۱ دخالت دارد، کشف کردیم . که اساسا مانند کلیدی است که سیستم ایمنی را برای تولید اینترفرون ها در جهت مبارزه با عفونتهای ویروسی و سرطان، روشن میکند."

این یافته ها پایه ای برای تحقیق علمی آینده و توسعه STING و داروهای مهاری برضد عفونت های ویروسی، سرطان و بیماریهای خود ایمنی است.این کشف به ظاهر کوچک در تحقیقات پایه است، اما یکی از پیامدهای شگرف در نحوه درمان بیماریها در آینده می باشد.

هاله عبدلی
دانشجوی دکترای تخصصی ایمونولوژی
پست الکترونیک : haleh.abdoli gmail.com
۱. Zhao B, Du F, Xu P, Shu C, Sankaran B, Bell SL, Liu M, Lei Y, Gao X, Fu X, Zhu F. A conserved PLPLRT/SD motif of STING mediates the recruitment and activation of TBK۱. Nature. ۲۰۱۹ May ۲۲:۱.

دفعات مشاهده: 347 بار   |   دفعات چاپ: 34 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کشف نوع جدیدی از سلول ایمنی در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۱

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۳/۱۸ | 
براساس کتاب های درسی، سلول های سیستم ایمنی اکتسابی صرفا یا  سلول های B هستند و  یا سلول های    T  و  سلول حدواسطی وجود ندارد. اما بار دیگر به دلیل  شگفتی های طبیعت ، دانشمندان نوع جدیدی از لنفوسیت ها را در بیماران دیابتی نوع ۱ کشف کرده­اند که  به طور همزمان دارای  ویژگی های سلول های B و سلول های T میباشد.

در مطالعه ای که در ماه می سال ۲۰۱۹  در ژورنال cell چاپ شده است، محققان یک لنفوسیت هیبرید که به طور همزمان ویژگی های هر دو سلول B و T را از خود بروز میدهد  معرفی کردند. نویسندگان این مطالعه اشاره میکنند که این هیبرید ها می توانند با تحریک سیستم ایمنی بدن در حمله به سلول های تولید کننده انسولین بدن ، نقش مهمی در بیماری دیابت نوع ۱ ایفا کنند. این تیم تحقیقاتی که  پیشتر به دنبال زیررده خاصی از سلولهای B  در بیماران مبتلا ه دیابت بودند؛ درحین آزمایشات، با کمک تکنیک فلوسایتومتری متوجه حضور سلولهایی  شدند که به طور همزمان رسپتورهای TCR و BCR را بیان میکنند. با کمک آنالیزهای بیشتر این گروه متوجه شدند که این سلول خاص ژن های اختصاصی مربوط به رده سلولی T  و B را نیز مشترکا بیان میکند. این سلول دوگانه (DE (Dual Cell در افراد مبتلا به دیابت نوع ۱ بیشتر از افراد نرمال حضور داشته  است.
نتایج غیرمنتظره دیگری که این گروه به دست اوردند این بود که با آنالیز ژنوم ، متوجه شدند که در میان چندین ژن کدکننده BCR  یک توالی اختصاصی  و انحصاری در  اکثر سلول های DE وجود دارد. این نتیجه غیرمعمول بود چراکه  این ناحیه از BCR به طور معمول بسیار متنوع است و حتی بین سلول های افراد متفاوت میباشد؛ اما نقش این قطعه چیست؟

بیماری دیابت خود ایمن  یک بیماری وابسته به سلول های T میباشد، به صورتی که سلولهای TH سب جهت­دهی سلولهای CTL برای حذف سلول های تولید کننده انسولین خواهند شد که در نهایت باعث افزایش میزان گلوکوز خون خواهد شد. اما اینکه چرا سلول های T انسولین را به عنوان هدف شناسایی میکندد مشخص نیست. یکی از فرضیه های موجود در مورد بیماری دیابت این است که مولکول انسولین با کمک HLA سطح سلوهای ایمنی به سلول T عرضه و باعث فعال شدن سلول T خواهد شد. از انجایی که  مولکول HLA-DQ۸ در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۱ بیان بالایی دارد؛ بنابراین به نظر میرسد مولکول اصلی در عرضه انسولین باشد. 

بر اساس این شواهد، اعضای این تیم تحقیقاتی اینگونه فرض کردند که پپتید های اختصاصی  تولید شده توسط سلولهای DE که در بالا اشاره شد، احتمالا به مولکول HLA-DQ۸ متصل میشوند و از این طریق سبب شناسایی انسولین توسط سلول های  T  و فعال شدن آنها میشوند. برای اثبات این فرضیه از ازمایشات شبیه سازی( computational molecular simulation) و ازمایشات in vitro  استفاده کردند و متوجه شدند که اتصال پپتید های اختصاصی سلولهای DE به مولکول HLA-DQ۸ ۱۰۰۰۰ برابر بیشتر از اتصال HLA-DQ۸ به مولکول  انسولین تنها میباشد. اتصال این پپتید به انسولین به نوبه خود سبب فعال شدن و تکثیر سلولهای T  و تولید سایتوکاین های التهابی از این سلولها خواهد شد.

 

 کشف حضور این سلول در بیمارن مبتلا به دیات خودایمن نقش مهمی در شناسای بیشتر مسیرهای پاتوژنیک بیماری دارد، اما سوال های بسیاری باید پاخ داده شوند. به عنوان مثال نقش دقیق این سلولها در پاتولوژی بیماری دیابت و اینکه آیا این سلول منحصر به فرد در تمام افراد بیمار حضور دارد یا در زیرگروه خاصی از بیماران هنوز به مطالعات بیشتر احتیاج دارد.

گرد اوری کننده :
 دکتر مریم عظیمی

دکترای تخصصی ایمونولوژی

m-azimimalumnus.tums.ac.ir
 
  1. Rizwan Ahmed, Zahra Omidian, Adebola Giwa, et al,“A Public BCR Present in a Unique Dual-Receptor-Expressing Lymphocyte from Type ۱ Diabetes Patients Encodes a Potent T Cell Autoantigen”, Cell,Volume۱۷۷ ,https://doi.org/۱۰.۱۰۱۶/j.cell.۲۰۱۹.۰۵.۰۰۷.
     

دفعات مشاهده: 332 بار   |   دفعات چاپ: 33 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

درمان با سلول بنیادی ممکن است بتواند در تسکین درد و درمان ناباروری نقش داشته باشد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۳/۱ | 

نتایج یک مطالعه نشان داده که برنامه ریزی مجدد (reprogramming) نوعی از سلولهای بنیادی مشتق از بیمار به منظور تولید سلولهای رحمی سالم، به نام سلولهای فیبروبلاست استرومایی اندومتر، ممکن است بتواند درمانی بالقوه برای بیماریهای درگیر کننده اندومتر مانند اندومتریوز باشد.
مطالعه مذکور در مجله Stem Cell Reports به چاپ رسیده  عنوان آن " تولید سلولهای فیبروبلاست استرومایی اندومتر که به پروژسترون پاسخ می دهند از سلولهای بنیادی القایی چند توانی انسانی (iPS): نقش مسیر WNT/CTNNB۱" می باشد.

سلولهای فیبروبلاست استرومایی اندومتر سلولهایی مهم در بازتولید دوره ای بافت اندومتر در دوره قاعدگی باشند. نقص در عملکرد این سلولها نقشی کلیدی در شکل گیری ضایعات اندومتر از جمله اندومتریوز دارد.
امروزه، درمان های با استفاده از جایگزینی سلولی (cell replacement therapies) به عنوان روش هایی با پتانسیل بالا برای جایگزین نمودن سلولهای از دست رفته یا آسیب دیده در بیماری های مختلف مورد توجه محققین قرار گرفته اند.

در همین خصوص، محققین مرکز Northwestern Medicine بررسی هایی را روی سلولهای iPS انجام داده اند. این سلولها این مزیت را دارند که از پوست یا مغزاستخوان خود بیمار بدست آمده و توانایی تمایز به انواع سلولها را دارند.
بنابراین، درمان از طریق جایگزینی مجدد سلولهای فیبروبلاست استرومایی اندومتر به کمک سلولهای iPS خود فرد، به خصوص بمنظور احیاء پاسخ به هورمون پروژسترون (که در بیماران اندومتریوز مختل گردیده) می تواند رویکردی نوین در درمان اندومتریوز باشد.


دکتر شهره نیکو

دکتری تخصصی ایمونولوژی
 

niko.shiums.ac.ir

اقتباس از : endometriosisnews

تاریخ خبر : آپریل ۲۰۱۹

دفعات مشاهده: 365 بار   |   دفعات چاپ: 42 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

داکسی سایکلین می تواند جلوی پیشرفت اندومتریوز را بگیرد: نتیجه یک مطالعه پایلوت

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۲/۲۵ | 

نتایج یک مطالعه پایلوت نشان داده که درمان با آنتی بیوتیک رایج داکسی سایکلین ممکن است بتواند جلوی پیشرفت ضایعات اندومتریوز را در خانم هایی که به درمان های استاندارد پاسخ نمی دهند بگیرد.
این مطالعه در مجله Reproductive Biology and Endocrinology با عنوان " داکسی سایکلین فعالیت MMP-2 را در سلولهای اپیتلیال اندومتریوزی رده 12Z کاهش داده و از تهاجم این سلولها جلوگیری می کند و همچنین فعالیت MMP-2 و MMP-9 را در سلولهای استرومایی جدا شده از ضایعات اندومتریوز در شرایط آزمایشگاهی مهار می نماید" به چاپ رسیده است.

تلاش های فراوانی برای درک بهتر مکانیسم های دخیل در بیماری اندومتریوز صورت گرفته است. اما هنوز درمان قطعی یافت نشده و در بسیاری موارد جراحی تنها راه مقابله می باشد. ولی انجام فقط یکمرتبه جراحی ممکن است به تنهایی راه حلی دائمی نباشد، چراکه بازگشت بیماری و علائم آن شایع بوده و معمولا نیاز به جراحی های مجدد وجود دارد.

لذا، نیاز مبرمی وجود دارد به یافتن روش هایی که بتوانند مانع پیشرفت اندومتریوز گردیده و یا در کنترل علائم آن نقش داشته باشند.
داکسی سایکلین یک آنتی بیوتیک پراستفاده است که با نام های تجاری مختلفی به فروش می رسد و نشان داده شده که فعالیت دسته ای از آنزیم ها به نام ماتریکس متالوپروتئیناز (matrix metalloproteinase: MMP) را مهار می کند.
آنزیم های MMP نقشی مهم در تنظیم تکامل و شکل گیری ارگان ها و بافت ها داشته و معمولا در بافت های افراد بالغ زیاد فعال نیستند. ولی نشان داده شده که در بسیاری بیماری ها از جمله اندومتریوز تنظیم این آنزیم ها برهم می خورد.

دکتر شهره نیکو

دکتری تخصصی ایمونولوژی
 

niko.shiums.ac.ir

منبع : endometriosisnews


 

دفعات مشاهده: 383 بار   |   دفعات چاپ: 36 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

درمان دومین بیمارمبتلا به ایدز

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۲/۱۸ | 

تعداد افراد مبتلا به ایدز در سراسر دنیا حدود ۳۷ میلیون نفر اعلام شده است، که در حال حاضر ۲۱میلیون نفر آنها تحت درمان با داروهای آنتی ویروسی می باشند، که البته یک سری مقامت هایی هم در پروسه درمانی به این داروها مشاهده شده است و باعث ایجاد این سوال "که آیا به طور مداوم میتوان از این داروها استفاده کرد یا خیر؟ "، شده است.
سوالی که مطرح است این میباشد که  عملکرد جامع جهانی نسبت به ایدز چیست؟ علی­ رغم اینکه CAR T cell therapy، Gene therapy و داروها و واکسنهای دیگری نیز مورد استفاده قرار می گیرند ولی رویکرد جامع جهانی به اینگونه است که فرد مبتلا را به فاز remission رسانیده بدون اینکه نیاز به استفاده دایمی از دارو های ضد ویروسی باشد.

همانطور که می دانیم، متهم اصلی در ابتلا افراد به HIV گیرنده CCR۵ میباشد. برخی از افراد به طور نرمال یک قسمت ۳۲bp از این گیرنده را ندارند که در فرد باعث ایجاد مقاومت نسبت به ابتلا به HIV می شود. نداشتن CCR۵ به ۲ فرم هموزیکوت و هتروزیگوت مشاهده شده است، ۱% افراد اروپایی به صورت هموزیگوت و ۱۰% افراد اروپایی به صورت هتروزیگوت این ژن را ندارند. این ژنوتیپ در افراد هتروزیگوت، باعث می شود که حتی اگر در محیط پر خطر هم قرار بگیرند، یا به HIV مبتلا نشوند و یا اگر دچار شدند پیشرفت بیماری به سمت ایدز کندتر صورت گیرد و viral load در بیماری کمتر باشد.  

HIV فقط از طریق CCR۵ فرد را آلوده نمیکند بلکه HIV گونه های مختلفی را شامل می شود:
۱. اگر از طریق CCR۵ بیمار را آلوده کند به نام R۵-tropic  (۹۰% افراد از این طریق آلوده میشوند).
۲. اگر از طریق CXCR۴ بیمار را آلوده کند به نامX۴-tropic
۳. گونه ای از HIV نیز وجود دارد که هر دو فرم X۴ و R۵ را دارند که dual infection نامیده می شود.

قبل از اینکه وارد مبحث درمان بشویم، چند تجربه قبلی را بررسی میکنیم.
بیمار اول، به نام SN patient فردی ۲۷ ساله در آلمان که به طور همزمان مبتلا به HIV و لینفوما بود و با داروهای ضد ویروسی، میزان viral load این فرد به حد undetectable رسانیده شود. اما هدف این بود که فرد وارد remission شده بدون اینکه از داروهای ضد ویروسی استفاده کند . به این فرد پیوند مغز استخوان از دهنده ای که CCR۵ ندارد صورت گرفت. تروپیسم ویروسی فرد  R۵ tropism مشخص شد. پیوند موفقیت آمیز انجام گرفت ولی لود ویروسی در آن مجدد افزایش یافت. تروپیسم ویروسی را مجددا بررسی کردند و یک shift tropism در فرد ایجاد شده و باعث شد که درمان با داروهای ضد ویروسی ادامه پیدا کند. ولی این فرد با ریلپس لینفوما از دنیا رفت.

بیمار دوم، یا فردی که بیماری را شکست داد، فردی در برلین که به نام berlin patient معروف شد بود، که به صورت همزمان مبتلا به HIV و AML بود. برای این فرد نیز پیوند مغز استخوان تجویز شد. یک هفته قبل از پیوند، داروهای ضد ویروسی قطع شد، تروپیسم مشخص شد و یک بار برای کل بدن رادیو تراپی (Total body irradiation) انجام شد. پیوند مغز استخوان کاملا موفقیت آمیز بود اما ریلپس AML ایجاد شد و دوباره کل بدن تحت رادیوتراپی قرار گرفت و از همان فردی که قبلا دهنده مغز استخوان بود و CCR۵ نداشت دوباره پیوند مغز استخوان انجام شد و اینبار پیوند موفقیت آمیز بوده و تا امروز HIV در فاز remission قرار دارد و سرطان هم درمان شده.
سوالی که پیش آمده این هست که کدام درمان باعث شد که بیماری HIV فرد در فاز remission قرار بگیرد؟ دومرتبه پیوند مغز استخوان و یا ۲ مرتبه Total body irradiation؟

بیمار سوم، بیمار London patient هست که در دانشگاه UCL لندن بررسی انجام شد. که این فرد همزمان مبتلا به  HIV و stage ۴ hodgkin lymphoma بود ،که  به خط اول کموتراپی نیز مقاوم بود و به همین علت خط دوم درمان شروع شد. قبل از شروع داروهای ضد ویروسی میزان لنفوسیت ۲۹۰ و وایرال لود ۱۸۰,۰۰۰ گزارش گردید که با شروع داروهای ضد ویرروسی، وایرال لود کنترل شد و فرد آماده پیوند مغز استخوان شد. با این تفاوت که قبل از پیوند داروها قطع نشد و تحت Total body irradiation هم قرار نگرفت. پیوند از فرد دهنده که CCR۵ نداشت با موفقیت انجام گرفت. ۳۰ روز بعد پیوند، بر روی micro satellite DNA تست PCR انجام میدهند و تغییر سلول های CD۴ فرد نشان دهنده این بود که پیوند موفقیت آمیز انجام شده. سلول های خونی مثلtotal WBC, PLk ، نتروفیل، سلول های CD۸+ به حالت نرمال رسیدند ولی سلول های CD۴+ روند کندتری را در پیش داشتند. داروهای ضد ویروسی در روز ۵۱۰ بعد پیوند قطع شدند و با تستهایی مثل HPLC و mass spectrometry تعیین کردند که اثری از دارو در بدن وجود ندارد و حتی با قطع دارو وایرال لود ویروس در فاز undetectable قرار داشت. همچنین HIV DNA را برروی PBMC و هم سلول های CD۴+ بررسی شد و مشاهده گردید که در فاز undetectable قرار دارد و افزایش لودی دیده نشد.

ممکن است این سوال پیش بیاید که سلول هایی که در حالت resting هستند و طول عمر بیشتری دارند ممکن است روزی فرد را آلوده کنند؟ جهت بررسی این موضوع نیز با استفاده از تکنیک quantitative viral outgrowth سلول های CD۴+ resting فعال گردیدند و با سلول های CD۴+  سالم، مجاورت داده شدند و پروتئین P۲۴ HIV به روش الایزا بررسی شد و مشاهده گردید که سطح پروتئین نیز undetectable می باشد و اثری از الودگی وجود ندارد.
سلول های جدید فرد که CCR۵ ندارد را یک مرتبه دیگر با گونه های دیگری از HIV که از طریق CCR۵ فرد را الوده می کنند مجاورت داده شدند، و مشاهده گردید که هیچ آلودگی بوجود نیامده ولی زمانی که با CXCR۵ مجاور گردید، امکان آلودگی وجود دارد.
همچنین با روش وسترن بلاتینگ، باندهای ویروسی را قبل و بعد از پیوند مشخص کردند و دیده شد که بسیاری از باندها مثل P۶۸, P۵۵, P۵۲, P۴۰, P۲۴ و P۳۱ حذف شدند اما گلیگوپروتئین ۱۶۰ تا پایان درمان باقی ماند.
در نهایت این نتیجه گیری را میتوان داشت که با یک درمان خیلی ساده تر، یک پیوند مغز استخوانی که هیچ Total body irradiation ندارد امکان درمان فرد بیمار وجود دارد.


هاله عبدلی
دانشجوی دکترای تخصصی ایمونولوژی

پست الکترونیک : haleh.abdoligmail.com
منبع:
  1. Gupta RK, Abdul-Jawad S, McCoy LE, Mok HP, Peppa D, Salgado M, Martinez-Picado J, Nijhuis M, Wensing AM, Lee H, Grant P. HIV-۱ remission following CCR۵Δ۳۲/Δ۳۲ haematopoietic stem-cell transplantation. Nature. ۲۰۱۹ Mar ۵:۱.

دفعات مشاهده: 410 بار   |   دفعات چاپ: 44 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

نقش استنشاق لیپوساکارید در فراخوانی سلولهای فاگوسیتوز به فضای هوایی آلوئولار

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۲/۱۱ | 
فاگوسیت های تک هسته ای( Mononuclear phagocytes)  شامل  مونوسیت ها، ماکروفاژها و سلول های دندریتیک (DCs)، از اعضای اصلی و مهم ایمنی ذاتی محسوب میشوند. که هم در گردش خون و هم در بافت های مختلف ساکن هستند. این سلول ها  به عنوان  آغازگر پاسخ ایمنی اختصاصی نیز محسوب میشوند، چرا که با عرضه آنتی ژن به لنفوسیت های  T  سبب شروع آبشار پاسخ های اختصاصی ضد آنتی ژن نیز میشوند. یکی از بافت ها و فضاهایی که سلولهای فاگوشیتوز کننده در آنجا ساکن هستند، فضای هوایی آلوئولار می باشد.  
شکل زیر مقایسه بین انواع سلول های ماکروفاژ موجود در ریه، در شرایط نرمال و التهابی را نشان میدهد.

 

 در حالت نرمال، سلولهای MP موجود در فضاهای هوایی آلوئولار در حالت پایه (steady state) قرار دارند. با این حال  تا به امروز در مورد چگونگی فراخوانی و حرکت  سلول های DC در شرایط التهاب اطلاعات زیادی منتشر نشده  است.  در سال ۲۰۱۹ Laura Jardine و همکارانش از استنشاق لیپوپلی ساکارید (LPS)  برای ایجاد التهاب حاد در افراد سالم استفاده کردند و  تاثیر آن  را بر فراوانی سلول های  MP در گردش خون و مایع برونکوآلوئولار بررسی کردند.  این محققین توانستند  نشان دهند: ۸ ساعت بعد از استنشاق LPS، فراوانی سلول های مونوسیت و سلولهای DC  در مایع  برونکوآلوئولار افزایش پیدا میکنند. آنالیزهای فنوتیپی، پروفایل بیان ژن و آنالیزهای خونی نشان داد که سلولهای DC  فراخوانی شده به محل التهاب اکثرا منشا خونی داشتند. همچنین نتایج نشان دادند که سلولهای فراخوان شده به سرعت، ژن های سلول های ساکن فضاهای هوایی را بیان خواهند کرد. از طرف دیگر ماکروفاژهای آلوئولار بعد از استنشاق LPS، بیان سایتوکاین های ضروری جهت فراخوانی سایر سلول های MP را افزایش میدهند.

گرد اوری کننده :
 دکتر مریم عظیمی

دکترای تخصصی ایمونولوژی

m-azimimalumnus.tums.ac.ir

۱              Guilbaud E, Gautier EL, Yvan-Charvet L. Macrophage Origin, Metabolic Reprogramming and IL-۱β Signaling: Promises and Pitfalls in Lung Cancer. Cancers. ۲۰۱۹;۱۱(۳):۲۹۸.
۲.            Jardine L, Wiscombe S, Reynolds G, McDonald D, Fuller A, Green K, et al. Lipopolysaccharide inhalation recruits monocytes and dendritic cell subsets to the alveolar airspace. Nature Communications. ۲۰۱۹;۱۰(۱):۱۹۹۹.


دفعات مشاهده: 390 بار   |   دفعات چاپ: 33 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

روش جدید ایمونوتراپی در درمان HIV

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۲/۷ | 
به کمک داروهای ضد ویروسی در کشور آمریکا بیش از نیمی از مبتلایان به بیماری ایدز به مرحله ای از درمان رسیده اند که ویروس در بدن آن ها دیگر قابل اندازه گیری نیست و مقدار ویروس به قدری کم شده است که دیگر ناقل بیماری نیستند.

اما با تمام این تفاصیل ویروس در بدن این افراد به صورت نهفته باقی می ماند و جهت جلوگیری از عود آن، نیاز به آن است که دارو به صورت مداوم مصرف گردد که خود شامل عوارضی از قبیل مشکلات گوارشی، مشکلات قلبی، مقاومت به انسولین، آسیب کبدی و مشکلات عصبی می شود.

دانشمندان بسیاری به دنبال راه حلی جهت پاکسازی کامل بدن از ویروس HIV هستند و بسیاری از این تحقیقات بر این اساس طراحی می شوند که ابتدا ویروس از محلی که نهفته است (سلول ها T helper) بیرون رانده شود و سپس نابود گردد اما چالش اصلی در این رابطه به شناسایی صحیح سلول های T helper حاوی ویروس برمیگردد.
اما اخیرا دانشمندان دانشگاه پیتزبورگ راه حلی برای این موضوع پیدا کردند. آنان برای یافتن سلول های حامل ویروس HIV توجه خود را به ویروس مشابه دیگری که حدود ۹۵ درصد از بیماران HIV به این ویروس نیز مبتلا هستند معطوف کردند و آن ویروسی چیزی نیست جز سایتومگالوویروس (CMV) .

توجه سیستم ایمنی بدن به این ویروس به قدری است که در بعضی از بیماران مبتلا به HIV از هر پنج سلول T helper یکی از آن ها به این ویروس مختص شده است. این مساله محققان این مطالعه را به این فکر واداشت که ممکن است سلول های حاوی ویروس CMV همان سلول هایی باشند که حاوی ویروس نهفته HIV نیز هستند. لذا آنان روش ایمونوتراپی خود را به نحوی طراحی کردند که نه تنها ویروس HIV را هدف قرار دهد بلکه سلول های T helper  مختص به CMV را نیز فعال کند.

 

جهت این کار محققان از سلول های دندریتیک (antigen-presenting type ۱-polarized, monocyte-derived dendritic cells (MDC۱ استفاده کردند که از خون خود بیماران بدست آمده بود. در این مطالعه مشاهده شد که این سلول ها با ارائه آنتی ژن های HIV یا CMV باعث فعال شدن سلول های T helper و به نوبه خود باعث فعال سازی دوباره ویروس HIV نهفته شدند.همچنین محققان این مطالعه توانستند با استفاده از همین سلول ها باعث بوجود آوردن سلول های T cytotoxic شوند و شاهد عملکرد موفق آن ها در برابر سلول های T helper  آلوده به ویروس HIV که توسط سلول های MDC۱ ارائه شده بودند، باشند.
 
بنابراین مجریان این مطالعه با استفاده از سلول های MDC۱ ارائه دهنده آنتی ژن های ویروس های HIV و CMV همزمان هم راهی برای فعال کردن سلول های حاوی ویروس نهفته HIV پیدا کنند و هم با استفاده از ایجاد یک ایمنی مبتنی بر سلول های T cytotoxic باعث از بین بردن این سلول های آلوده گردند.
با موفقیت این طرح در فاز آزمایشگاهی، در حال حاضر این طرح در حال ورود به فاز Clinical trial می باشد.


تهیه و تدوین : سهیل رحمانی فرد

منبع : https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S۲۳۵۲۳۹۶۴۱۹۳۰۲۲۲۱
پست الکترونیک : soheil.rahmani.fardgmail.com

دفعات مشاهده: 434 بار   |   دفعات چاپ: 47 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

آیا واکسن HPV ( گارداسیل ) خطرناک است ؟

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۱/۲۸ | 

واکسن HPV در سراسر جهان برای سال ها در کشورهای مختلف مانند استرالیا، کانادا، انگلستان، ایالات متحده آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپای غربی استفاده شده است. بیش از ۸۰ میلیون نفر در سراسر جهان واکسینه شده اند.تعدادی از سازمان های مرتبط در سراسر جهان، از جمله مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری در ایالات متحده، سازمان بهداشت جهانی (WHO) و EMA، استفاده از واکسن HPV را برای سال های بسیار طولانی تحت نظر داشته اند. آنها از بسیاری از انواع مختلف اطلاعات و داده های ایمنی استفاده می کنند و همچنان می گویند واکسن HPV بسیار ایمن و بی خطر است.

گارداسیل چهار ظرفیتی (انواع ۶، ۱۱، ۱۶ و ۱۸)، یک واکسن بازسازی شده است و داخل عضله بازو تزریق می شود. این واکسن برای پیشگیری از سرطان مقعد، دهانه رحم، واژن، ناحیه خارجی تناسلی و رشد بافت غیرطبیعی در این مناطق و همچنین پیشگیری از زگیل تناسلی است.

واکسن گارداسیل ۹ (واکسن پاپیلوما ویروس انسانی ۹ ظرفیتیی)، به محافظت از دختران و زنان سنین ۹ تا ۲۶ سال در برابر سرطان های دهانه ی رحم، واژن، دستگاه تناسلی خارجی و مقعد و همچنین زگیل های تناسلی ناشی از ۹ نوع ویروس HPV کمک می کند. گارداسیل به محافظت از پسران و مردان ۹ تا ۲۶ سال در برابر سرطان های مقعد و زگیل تناسلی ناشی از انواع مشابه HPV کمک می کند.

گارداسیل از تمام انواع سرطان دهانه رحم جلوگیری نمی کند؛ لذا برای زنان، انجام غربالگری سالانه جهت تشخیص زود هنگام سرطان رحم یا همان تست پاپ اسمیر لازم و ضروری است.زگیل های تناسلی و یا سرطان را درمان نمی کند.به یاد داشته باشید که همه سرطان های دستگاه تناسلی، واژینال و مقعد بواسطه HPV ایجاد نمی شوند و گارداسیل ۹ تنها در مقابل آن دسته از سرطان های فرج، واژن و مقعد ناشی از انواع HPV تیپ ۱۶ ۱۸، ۳۱، ۳۳، ۴۵، ۵۲ و ۵۸ محافظت می کند.

بسیاری از کارآزمایی های بالینی و مطالعات علمی به بررسی اینکه آیا بین واکسیناسیون HPV باعث ابتلا به بیماری های طولانی مدت می شود پرداخته اند.این سازمان های مسئول، هیچگونه افزایش بروز موارد فوق الذکر در مقایسه ی بین افرادی که واکسن گرفته اند و آن هایی که واکسن نگرفته اند را پیدا نکرده اند.کمیته مشورتی جهانی سازمان بهداشت جهانی WHO بر روی ایمنی واکسن به طور منظم شواهد بین المللی در مورد ایمنی واکسیناسیون HPV را بررسی می کند و در ماه مارس سال ۲۰۱۷، بیانیه ای صادر کرد که هیچ مدرکی مبنی بر ارتباط بین واکسیناسیون HPV و بیماری های فوق الذکر وجود ندارد.


اقتباس شده از : ImmunologyToday

هاله عبدلی
دانشجوی دکترای تخصصی ایمونولوژی

پست الکترونیک : haleh.abdoligmail.com

 

دفعات مشاهده: 438 بار   |   دفعات چاپ: 34 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

جنسیت ممکن است در کارایی واکسن تأثیرگذار باشد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۱/۲۶ | 
پاسخ های ایمنی می توانند به شدت تحت تأثیر جنسیت باشند اما تاکنون این موضوع به ندرت بعنوان یک متغییر در پاسخ به واکسن در نظر گرفته شده بود.
به منظور بررسی بیشتر این موضوع، محققان دانشگاه جان هاپکینز واکنش ایمنی موش های نر و ماده را به عفونت های ویروسی آنفلوآنزا تحت نظر گرفتند. مشاهدات نشان داد که موش های ماده نسبت به موش های نر از پاسخ قوی تر آنتی بادی، سلول های CD4 و سلول های CD8 خاطره برخوردارند.

در ادامه محققان جهت پاسخ به این سؤال که آیا این تفاوت میزان پاسخ آنتی بادی در موش های ماده باعث ایمنی بیشتر در مقابله با آنفلوآنزا می شود یا خیر، موش ها را ابتدا با واکسن ویروس H1N1 غیرفعال شده واکسینه کردند، که باعث پاسخ غالبا آنتی بادی-محور می شود، سپس در معرض ویروس فعال H1N1 قرار دادند و مشاهده کردند که موش های ماده پاسخ آنتی بادی و درنتیجه ایمنی بیشتری در مقابل ویروس نسبت به موش های نر داشتند. علاوه براین آنتی بادی های تولید شده توسط موش های ماده توانایی بیشتری در ایجاد مقاومت در موش های واکسن نشده در مقابل ویروس H1N1، نسبت به آنتی بادی های تولید شده در موش های نر داشتند.

 

در ادامه این مطالعه نشان داد که پروتئین  Toll-like receptor 7 (Tlr7) در سلول های B موش های ماده واکسن شده بیان بیشتری نسبت به موش های نر داشت که این افزایش بیان با کاهش متیلاسیون DNA در قسمت پروموتور Tlr7 ، آنتی بادی های با قدرت و چسبندگی بیشترو بازآرایی نوترکیب آنتی بادی می شود.
 

تهیه و تدوین : سهیل رحمانی فرد

اقتباس از : Nature Immunology
پست الکترونیک : soheil.rahmani.fardgmail.com

دفعات مشاهده: 398 بار   |   دفعات چاپ: 32 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

ایمونوتراپی با کمک سلول های T تنظیمی برای درمان Amyotrophic lateral sclerosis

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۲/۲۷ | 
بیماری (ALS (Amyotrophic lateral sclerosis یک بیماری نورون های حرکتی  است که موجب تخریب پیشرونده و غیر قابل ترمیم در دستگاه عصبی مرکزی مغز و نخاع و دستگاه عصبی محیطی می گردد(تصویر). این بیماری شایع ترین بیماری نورون های حرکتی می باشد. این بیماری منجر به از دست رفتن تدریجی عملکرد عضلات به ویژه عضلات مخطط به علت آتروفی پیشروندۀ آنها میگردد و با تضعیف ماهیچه ها به تدریج فرد به فلج عمومی مبتلا می شود و معمولاً مبتلایان به این بیماری مدت زمان زیادی زنده نمی مانند. 
تاکنون علت دقیق این بیماری مشخص نشده است اما پژوهش های فراوان به نقش مخرب سیستم ایمنی در قتل عام نورونهای حرکتی اشاره می کنند. از همین رو رسیدن به درک بالاتر از نقش سیستم ایمنی در پاتوزنز ALS می تواند امید به درمان  این بیماری را  از طریق ایمونوتراپی به شدت افزایش دهد.
 در مطالعه ای که در سال ۲۰۱۸ به چاپ رسید، مشخص شد بین فراوانی سلولهای T تنظیمی(Treg) و پیشرفت بیماری  ALS رابطه معکوس وجود دارد؛ به این صورت که بیمارانی که  سلولهای Treg بالاتری را دارا هستند، سیر پیشرفت بیماری در آن ها کندتر می باشد. همچنین مشخص شد به دنبال افزایش تمایز Treg در موش های مدل ALS ، تخریب نورون های حرکتی به شدت کاهش یافت. محققین این مطالعه با ابراز رضایت از نتایج این مطالعات ابراز امیدواری کرده اند که در آینده نزدیک ایمونوتراپی با هدف افزایش لنفوسیت های T تنظیمی میتواند به درمان در بیماران مبتلا به  ALS کمک نماید.
مطالعات دیگری نیز  نشان داده اند که  تزریق داروی ایمونومدولاتور جدیدی به نام RNS۶۰در مدل های حیوانی ALS نه تنها سبب افزایش جمعیت سلول های Treg FOXP۳  خواهد شد، بلکه باعث فعال شدن سلولهای میکروگلیا و آستروسیت محافظت کننده از نورون ها نیز خواهد شد؛ این مطالعات زمینه ساز استفاده از این داروی ایمونومدولاتور در فازهای بالینی در سال ۲۰۱۹ شده اند. 

گرد اوری کننده :
 دکتر مریم عظیمی

دکترای تخصصی ایمونولوژی

m-azimimalumnus.tums.ac.ir
 
برگرفته از :
 
 
۱. Rebecca K. Sheean et al, Association of Regulatory T-Cell Expansion With Progression of Amyotrophic Lateral Sclerosis, JAMA Neurology (۲۰۱۸). DOI: ۱۰.۱۰۰۱/jamaneurol.۲۰۱۸.۰۰۳۵
 
۲. Paganoni S, Alshikho MJ, Luppino S, Chan J, Pothier L, Schoenfeld D, Andres PL, Babu S, Zürcher NR, Loggia ML, Barry RL. A pilot trial of RNS۶۰ in amyotrophic lateral sclerosis. Muscle & nerve. ۲۰۱۹ Mar;۵۹(۳):۳۰۳-۸.
 
 

دفعات مشاهده: 417 بار   |   دفعات چاپ: 35 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

سیستم درجه بندی میزان آلرژی زایی گیاهان (سیستم OPALS)

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۲/۲۵ | 
سال ها یکی از مسائل مهم در کنترل و پیشگیری بیماری های آلرژیک بخصوص آلرژی های تنفسی مانند آلرژی فصلی (رینیت آلرژیک) و یا آسم و همچنین مدیریت فضای سبز شهر ها و انتخاب گیاهان آپارتمانی و مورد استفاده در باغچه ها، درجه بندی میزان آلرژی زایی گیاهان بوده است؛ به عبارتی دیگر سیستمی که در آن میزان آلرژی زایی هر یک از گیاهان مورد استفاده در آپارتمان ها، باغچه ها، پارک ها و سایر فضاهای سبز، مشخص شده باشد.  پس از سال ها تحقیق دکتر توماس اوگرن (Thomas Ogren) متخصص باغبانی توانسته است سیستمی را برای طبقه بندی میزان آلرژی زایی گیاهان معرفی نماید. در این سیستم آلرژی زایی گیاهان بر اساس ۱۳۰ معیار و خصوصیت مختلف مشخص شده است. بعضی از این معیارها عبارتند از: مقدار گرده تولید شده توسط گیاه، قدرت گرده، اندازه گرده، تراکم گرده، شکل و وزن گرده و همچنین مدت زمان گل دهی گیاه و عمر گل.
در سیستم ابداعی دکتر توماس اوگرن که به نام اوپالس (Ogren Plant Allergy Scale, OPALS) مشهور می باشد، میزان و شدت آلرژی زایی گیاهان بین اعداد ۱ تا ۱۰ قرار گرفته اند. گیاهان با عدد ۱ و ۲ دارای کمترین میزان آلرژی زایی بوده و گیاهان با اعداد ۹ و ۱۰ دارای بیشترین میزان آلرژی زایی هستند. به عبارتی دیگر گیاهان با اعداد ۹ و ۱۰ محرک بیماری های آلرژیک تنفسی نظیر آلرژی فصلی و آسم و یا بیمار یهای پوستی مانند درماتیت آلرژیک و یا اگزما هستند. 


اقتباس از:  شبکه جامع آلرژی
تدوین: دکتر محمد علی عصاره زادگان

دکترای تخصصی ایمونولوژی دانشگاه علوم پزشکی ایران

دفعات مشاهده: 416 بار   |   دفعات چاپ: 32 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

سایر مطالب این بخش