دانشگاه علوم پزشکی ایران
Iran University of Medical Sciences
آدرس مرکز تحقیقات ایمونولوژی
جهت ارجاع در مقالات و سایر انتشارات

مرکز تحقیقات ایمونولوژی،
پژوهشکده ایمونولوژی و بیماری های عفونی،
دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران.


Immunology Research Center,
Institute of Immunology and Infectious Diseases,
Iran University of Medical Sciences, Tehran, Iran.

مدل سازی کاردیومیوپاتی (بیماری‌های ماهیچه‌ی قلب) با کمک iPSCs

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۵/۲۳ | 
 
مطالعه نشان داده اند که از Human induced pluripotent stem cell-derived cardiomyocytes (hiPSC-CMs) گرفته شده از بیمار می توان به عنوان ابزار مدل سازی کاردیومیوپاتی ها و پلتفرم‌های کشف دارو استفاده کرد.

سلولهای hiPSC بیمار قادر به تشریح فنوتیپ های بالینی خاص از جمله اختلال انقباضی و آریتمی در بیمارانی که از آن‌ها سلول گرفته شده است، میباشند . این موضوع به طور ویژه‌ای در زمینه‌ی کاردیومیوپاتی های مونوژنیک توسعه یافته است، مطالعات اخیر نشان می‌دهند که hiPSC-CMs را نیز می‌توان برای ارزیابی برهمکنش‌های منحصر به فرد بین سوابق ژنتیکی بیماران و فاکتورهای محیطی یا فارماکولوزیکی استفاده کرد.با این حال، احتمالاً، پتانسیل کامل iPSC برای مدل سازی اختلالات و نارسایی‌های قلبی هنوز مورد استفاده قرار نگرفته است.
 
کاردیومیوسیت های مشتق شده از iPSC، در مقایسه با انواع بالغ، از نظر عملکردی نابالغ هستند. یکی از چالش‌های اصلی که مانع از تحقق کامل پتانسیل میوسیت های مشتق شده از iPSC می‌شود، مربوط به عدم قطعیت در وضعیت بلوغ میوسیت ها (در سطوح زیست پزشکی، الکتروفیزیولوژیک و مکانیکی) است. ترکیب فناوری i‏PSC  با فنون مهندسی زیستی، یک رویکرد امید بخش برای بهبود بلوغ iPSC-CMs بوده و یک پلتفرم مناسب‌تر را برای اندازه گیری پارامترهای عملکردی قلب فراهم می‌کند (از جمله انقباض و استراحت). بااین حال، طیف وسیعی از فعالیت ها وجود دارند که هنوز در iPSC-CMs بررسی نشده‌اند. بیشتر مطالعات فعلی بر شناسایی الکتروفیزیولویکی و ساختاری سلول‌های تولید شده متمرکز بوده‌اند، توصیف سایر عوامل و فاکتورهای کلیدی عملکرد کاردیومیوسیت ها، به تازگی انجام شده است. شامل استراحت و فعالیت‌های متابولیکی و میتوکندریایی سلول می باشد. شکل زیر مراحل اشتفاده از سلول های hiPSC-CMs را به صورت شماتیک نشان میدهد.


دکتر مریم عظیمی

دکترای تخصصی ایمونولوژی

برگرفته از: ImmunologyToday
تاریخ خبر: آگوست ۲۰۱۹
m-azimimalumnus.tums.ac.ir
 

دفعات مشاهده: 16 بار   |   دفعات چاپ: 0 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

داروهای تسکین دهنده و محافظت کننده معده می توانند منشاء ایجاد آلرژی ها باشند

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۵/۱۶ | 

داروهای مسکن و محافظ کننده معده به صورت وسیع الطیفی مورد استفاده قرار می گیرند. به تازگی، در مطالعه ای که در دانشگاه وین اتریش انجام شده نشان داده شده که استفاده از داروهای محافظ معده (به خصوص آن دسته از این داروها که با نام مهار کننده های پمپ پروتون یا Proton Pump Inhibitors: PPI شناخته می شوند) منتهی به تجویز داروهای ضد آلرژی در آینده می شوند. این تحقیق که در جمعیت بزرگی انجام گرفته است موید مطالعات اپیدمیولوژیک و آزمایشگاهی انجام شده در گذشته است که نشان داده بودند داروهای محافظ معده می توانند باعث تشدید و یا حتی شروع آلرژی ها شوند. نتایج این مطالعه در مجله معتبر “Nature Communications” به چاپ رسیده است.

مهار کننده های اسید معده تولید اسید را کاهش می دهند، رفلاکس معده را کاهش می دهند و به بهبود آسیب های وارد شده به مخاط معده کمک می کنند.این داروها به طور رایج در کنار داروهای دیگر برای جلوگیری از مشکلات معده و ایجاد گاز در معده مورد استفاده قرار می گیرند. بعلاوه، این داروها در مواردی که بدلیل وجود استرس در افراد رفلاکس ایجاد می شود مورد استفاده قرار می گیرند. در سال ۲۰۱۳، شرکت های بیمه در اتریش مبالغ مربوط به حداقل یک بسته از داروهای PPI را برای ۱،۵۴۰،۵۰۵ پرداخت کردند.

طی این مطالعه کشوری که بوسیله دانشگاه MedUni در وین انجام شد مشخص شد که رابطه ای معنادار وجود دارد بین مصرف داروهای محافظ معده، بخصوص آنهایی که از دسته PPI هستند، و مصرف داروهای ضد آلرژی در آینده. این مطالعه نسخه های پزشکی ضد آلرژی (آنتی هیستامین ها، ایمونوتراپی ها) را که برای افرادی تجویز شده بود که قبلا در سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ از داروهای محافظت کننده معده استفاده کرده بودند مورد بررسی قرار داد. داده های این مطالعه کمی در وحله نخست توسط تمام شرکت های بیمه تامین اجتماعی اتریش فراهم گردید. ارتباط مشاهده شد واقعا تکان دهنده بود، طبق توضیحی که نویسنده اول مقاله می دهد: " افرادی که داروهای محافظت کننده معده مانند PPI ها را دریافت می کنند به میزان دو یا حتی سه برابر ریسک بیشتری دارند به ابتلا به آلرژی های نیازمند درمان های دارویی".

اسید معده نقش مهمی را در عملکرد لوله گوارش ایفا می نماید. آنزیم هایی که عملکردشان بستگی به شرایط اسیدی دارند مسئول تجزیه پروتئین های موجود در غذا و هضم بیشتر آن می باشند. همچنین، اسید معده به عنوان سدی در مقابل رشد باکتری و سایر پاتوژن ها عمل می کند. چنانچه این عملکردها به خاطر مهار تولید اسید معده کاهش پیدا کنند، آلرژن ها به صورت دست پردازش نشده و هضم نشده راهشان را به معده پیدا می کنند. این موضوع می تواند باعث شروع آلرژی ها یا بدتر شدن نشانه های بیماری در افرادی شوند که از قبل دچار آلرژی بوده اند.

محقق مسئول این تحقیق Erika Jensen-Jarolim در خصوص استفاده کنترل نشده از این داروها هشدار داده است: " داروهایی که با نام محافظت کننده های معده شناخته می شوند نبایستی برای دوره زمانی بیش از آنچه مورد نیاز است مورد استفاده قرار گیرند. این داروها جلوی هضم پروتئین ها را می گیرند، باعث تغییر در پروفایل میکروب های مفید    (microbiome) دستگاه معده-روده ای می شوند و ریسک ابتلا به واکنش های آلرژیک را افزایش می دهند. لذا، به محض آنکه این داروها عملکرد مورد نظر پزشک را انجام دادند، باید در کوتاهترین زمان ممکن مصرفشان متوقف گردد".

بعلاوه، مهارکننده های اسید معده فقط علائم را درمان می کنند و علت اصلی شکایت مریض را از بین نمی برند. "بنابراین دکتر هایی که این داروها را تجویز می کنند باید سعی کنند دوره مصرف را به کوتاهترین میزان ممکن برسانند. لذا، در مواردی که این داروها برای درمان علائم مربوط به استرس مانند رفلاکس معده مورد استفاده قرار می گیرند، بهتر است به جای استفاده از دارو از تغییر سبک زندگی یا برقراری تعادل بین کار و زندگی افراد استفاده شود"به نقل از Jensen-Jarolim.


دکتر شهره نیکو

دکتری تخصصی ایمونولوژی
 niko.sh iums.ac.ir

تاریخ خبر: جولای ۲۰۱۹
منبع:
 
  1. Country-wide medical records infer increased allergy risk of gastric acid inhibition. Galateja Jordakieva, Michael Kundi, Eva Untersmayr, Isabella Pali-Schöll, Berthold Reichardt, Erika Jensen-Jarolim. Nature Communications, (۲۰۱۹) ۱۰:۳۲۹۸. https://doi.org/۱۰.۱۰۳۸/s۴۱۴۶۷-۰۱۹-
    ۱۰۹۱۴-۶.

     

دفعات مشاهده: 36 بار   |   دفعات چاپ: 5 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

سلول های بنیادی پالپ دندان (DPSC) سیستم ایمنی را سرکوب میکنند

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۴/۲۹ | 

مطالعات بر روی DPSCs ها این واقعیت را نشان داده که این سلول‌ها در هر دو شرایط in vitro و in vivo دارای خواص سرکوب کنندگی ایمنی  و تعدیل کننده ایمنی  می باشند. در واقع، DPSCs قادر به القای آپوپتوز در لنفوسیت های T می باشند.در مدل کشت همزمان DPSCs به طور فعالانه تکثیر سلول های تک هسته ای خون محیطی (PBMCs) را مهار می کند هرچند PBMCs توسط میتوژن های T-cell تحریک شده باشند.
 
این فعالیت مهاری نسبت به سلول های مزانشیمی مشتق شده از مغز استخوان در مدل های تجربی مشابه به طور چشمگیری قوی تر می باشد. علاوه بر این، DPSCs ها تکثیر لنفوسیت های B را سرکوب می‌کنند. به نظر می رسد که اثرات ایمونومدولاتوری DPSCs از طریق نقش آن ها در تنظیم تولید سایتوکاین های مختلف می باشد
 
این سلول ها تولید سایتوکاین های ضد التهابی مانند IL۱۰ را افزایش می دهند در حالی که تولید سایتوکاین های محرک پاسخ های ایمنی و التهابی نظیر IL۲ و IL۱۷ وIFNγ  را کاهش می دهد.
 
محققان به دنبال کشف مکانیسم‌های ممکن در مهار تکثیر سلول‌های T توسط این نوع از سلول های بنیادی بودند. آن ها پی به وجود یک فاکتور کلیدی در DPSCs ها بردند که متعاقب افزایش بیان این فاکتور بیان TGFß۱ نیزمی تواند افزایش بیان داشته باشد، در حالی که با اضافه کردن آنتی TGFß۱ توانایی تکثیر PBMCs در حضور DPSCs ها دوباره برمی گردد.
 
DPSCs مولکول سطحی تحت عنوان لیگاند (FAS (FasL/ CD۹۵L را بیان می کنند. FASL یک پروتئین غشایی نوع ΙΙ است که متعلق به خانواده فاکتور نکروز دهنده توموری  (TNFγ) می‌باشد. با اتصال به گیرنده Fas، Fas L یک فرایند وابسته به کاسپاز را در بسیاری از سلول‌ها ایجاد می‌کند.وقتی بیان Fas L توسط siRNA در سلول های DPSCs ناک اوت شود باعث کاهش توانایی ایجاد آپوپتوز لنفوسیت های T در شرایط in vitro می‌شود.
 
تزریق سیستماتیک DPSCs در موش های مبتلا به کولیت التهابی قادر است تا باعث بهبود علائم این بیماری شود و به طرزجالبی سلول هایی که قادر به بیان FASL نمی باشند قادر به بهبود علائم در این موش ها نیستند که این موضوع نشان دهنده ی نقش محوری FASL در فعالیت تعدیل کنندگی سیستم ایمنی آن ها می باشد.

هاله عبدلی
دانشجوی دکترای تخصصی ایمونولوژی
برگرفته از: ImmunologyToday
پست الکترونیک : haleh.abdoli gmail.com

دفعات مشاهده: 85 بار   |   دفعات چاپ: 9 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

مدل سازی بیماری های نقص ایمنی اولیه (PID ) با استفاده از سلول های بنیادی پرتوان القایی ( iPSC )

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۴/۲۲ | 
سندروم های نقص ایمنی اولیه ( PID ) گروهی متنوع در برگیرنده بیش از ۱۳۰ نوع اختلال می باشند، که در  نتیجه بروز نقص تکاملی و عملکردی سیستم ایمنی بدن انسان ایجاد می شوند .از آن جایی که PID ها به عنوان نقص تکاملی و در عین حال اختلال عملکرد سیستم ایمنی محسوب می گردند، مدل سازی بیماری  مبتنی بر iPSC برای مطالعه آن ها بسیار مناسب می باشد.
نوتروپنی شدید مادرزادی ( SCN )   بیماری است که منجر به افزایش استعداد افراد مبتلا به عفونت های مکرر می گردد. افراد مبتلا به این بیماری دچار کمبود نوتروفیل ها می باشند.از میان ژن های مختلف مرتبط با نوتروپنی شدید مادرزادیSCN  ، ژن بیان کننده ی  الاستاز  نوتروفیلی ( ELANE  ) بیشتر از سایرین تمرکز محققین را به خود معطوف ساخته است.
جهش های ژن ELANE موجب تولید پروتئین neutrophil elastase می گردد که به نظر می رسد تنها برخی از عملکرد هایش را حفظ می کند. به نظر می رسد نوتروفیل هایی که پروتئین neutrophil elastase غیر طبیعی تولید می کنند نسبت به نوتروفیل های طبیعی، طول عمر کوتاه تری دارند. تصور می شور که طول عمر کوتاه تر نوتروفیل ها توجیه کننده ماهیت دوره ای این بیماری باشد. علاوه بر این مشخص شده است که سیگنالینگ Wnt دخیل در فرایند بلوغ نوتروفیل ها می باشد .قرار گیری نابه جای الاستاز نوتروفیلی از طریق ایجاد پاسخ استرس مربوط به شبکه ی اندوپلاسمیک مرگ و آپوپتوز نوتروفیل ها را القا می کنند.
iPSCهای مشتق شده از سلول های بیماران مبتلا به SCN به خوبی تمایز یافته های فوق را اثبات نموده و کمک فراوانی به محققین برای درک بهتر مکانیسم بروز بیماری نموده استiPSC. های دارای جهش در ELANE در ایجاد نوتروفیل های بالغ ناتوان هستند. شکل زیر تصویر شماتیک از مراحل القا و انتقال سلول های iPSC به بیماران PID نشان میدهد.  


 دکتر مریم عظیمی

دکترای تخصصی ایمونولوژی

برگرفته از: ImmunologyToday
تاریخ خبر: جولای ۲۰۱۹
m-azimimalumnus.tums.ac.ir
 

دفعات مشاهده: 91 بار   |   دفعات چاپ: 8 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

نقش تغدیه در شکل گیری پروفایل میکروبی بدن نوزادان و تاثیر آن بر سیستم ایمنی و در نهایت استعداد ابتلا به بیماری آسم

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۴/۱۳ | 

چنانچه می دانیم بیماری آسم تحت تاثیر عوامل متعدد فردی و محیطی قرار دارد و بنابراین بدیهی است جهت انتخاب استراتژی مناسب برای کاهش ابتلا به آن بایستی شاخه های مختلف علمی دست به دست یکدیگر بدهند. در این میان مثلث تغذیه، سیستم ایمنی و microbiome (یا همان پروفایل میکروبی مقیم بدن افراد) از زمینه های جذاب و چند رشته ای است که نظر بسیاری محققین را به خود جلب کرده و نتایج مطالعات آن در مجلات با تاثیر علمی بالا در دنیا به چاپ رسیده است. دو تن از محققین فعال و معتبر در دانشگاه موناش استرالیا در غالب مقاله ای با عنوان با عنوان “The microbiome: toward preventing allergies and asthma by nutritional intervention “ که در مجله وزین Current Opinions in Immunology  در سال ۲۰۱۹ میلادی به چاپ رسیده به بررسی آخرین اطلاعات در خصوص رابطه بین micbriome بدن با تغذیه مادر و نوزاد و ارتباط آن با ابتلا به آسم پرداخته اند.

این محققین همچنین امکان انجام مداخله از طریق رژیم غذایی با هدف مقاوم سازی نوزادان به ابتلا به آسم در آینده را مورد بحث قرار داده اند. در واقع شاید بتوان گفت مراحل مختلفی در شکل گیری و استعداد ابتلای افراد به آسم نقش دارند که شروع آن حتی قبل از تولد نوزاد و با تغذیه مادر در دوره حاملگی آغاز می گردد. در این خصوص نشان داده شده رژیم غذایی حاوی ویتامین D۳ و همچنین مصرف شیر خام گاو در دوران حاملگی می تواند تا حد زیادی جلوی ابتلای کودکان به آسم را در آینده بگیرد هر چند که مکانیسم دقیق این پدیده هنوز بدرستی مشخص نیست. در ادامه و هنگام تولد نقش زایمان طبیعی (در مقابل سزارین) بدلیل انتقال باکتریهای مفید از طریق واژن به نوزاد نیز می تواند در کاهش ابتلا به آسم در آینده مفید باشد. در مرحله بعد تغذیه نوزاد با شیر مادر می تواند باعث اسیدی تر شدن محیط روده، آماده سازی محیط برای رشد باکتریهای رده بیفیدوباکتر و لاکتوباسیلوس و کاهش ابتلا به آسم در آینده کودکان شود.

یکی از نکات جالب بررسی شده در این مقاله اشاره به نتایج مطالعاتی است که تاثیر محیط زندگی روستایی در مقابل محیط زندگی شهری بر کاهش ابتلا به آسم را مورد بررسی قرار داده اند. در این خصوص وجود باکتریها و حتی قارچ های مختلف، متنوع و البته مفید در محیط زندگی روستایی کشاورزی سنتی (نه صنعتی با ابزار آلات) و همچنین افزایش میزان اندوتوکسین موجود مربوط به مایت های خانگی در این نوع زندگی در مقایسه با زندگی شهری می تواند نقش مهمی در شکل گیری microbiome مقاوم به آسم در کودکان روستایی داشته باشد.یکی دیگر از نکات جالب بررسی شده در این مقاله اشاره به مطالعاتی است که نقش مهم شکل گیری رژیم غذایی در یکسال ابتدایی تولد را در استعداد ابتلا به آسم کودکان در آینده مورد بررسی قرار داده اند.

بر اساس این مطالعات، استفاده از رژیم غنی از فیبرگیاهی و دارای چربی پایین قبل از پایان یکسالگی می تواند تاثیر مثبتی در کاهش ابتلا به آسم داشته باشد. بر اساس مطالعات انجام شده در مدل های موشی، فیبرهای گیاهی از مکانیسم های هیدرولیزی موجود در معده فرار کرده و در روده تحت پروسه تخمیر می توانند اسیدهای چرب با زنجیره کوتاه (Short Chain Fatty Acids) را تولید نمایند. این اسیدهای چرب در ادامه وارد گردش خون نوزاد شده و می توانند باعث کاهش فعالسازی سلولهای دندریتیک و همچنین افزایش تولید و عملکرد سلولهای T تنظیم گر (Regulatory T Cells) شوند که در نهایت منجر به کاهش آسیب های ناشی از پاسخ های Th۲ و در نتیجه آسم می گردد. همچنین نشان داده شده این اسیدهای چرب زنجیره کوتاه باعث کاهش تولید پیش سازهای سلولهای دندریتیک و ماکروفاژی می شوند که وارد ریه می گردند. بعلاوه، سلولهای دندریتیک و ماکروفاژ تولید شده در این شرایط قدرت فاگوسیتوز کمتری داشته و توانایی کمتری در فعال سازی سلولهای Th۲ دارند.

در نهایت نویسندگان مقاله به این نکته مهم اشاره می کنند که رابطه غیرقابل انکاری که بین تغذیه، microbiome و ابتلا به آسم وجود دارد، احتمال رسیدن به رژیم های مکمل برای مادر و نوزاد (به خصوص در سال اول زندگی) جهت کاهش احتمال ابتلا به آسم (به خصوص در نوزادان دارای پیش زمینه ژنتیکی) را قوت می بخشد. اما بدلیل تفاوت های فردی و ژنتیکی که بین افراد (هم مادر و هم نوزاد) وجود دارد انجام بررسی های دقیق تر با روش های جدید از جمله روش های Sequencing، مراجعه به پایگاه های داده های مربوط به Sequence  های میکروبی، و همچنین مطالعات متابولومیکس کمک خواهد کرد تا بطور دقیق در آینده بتوانیم بر اساس پیش زمینه های ژنتیکی افراد با انجام مداخلات وابسته به هر فرد در شکل گیری مفید microbiome بدن نوزادان تاثیر مثبت گذاشته و از احتمال ابتلا آنها به آسم و آلرژی در آینده بکاهیم. مطالعه جزییات این مقالات به تمام محققین علاقه مند به حوضه آسم و آلرژی و رابطه آن به microbiome و سیستم ایمنی و همچنین تاثیر تغذیه در این میان توصیه می گردد.


دکتر شهره نیکو

دکتری تخصصی ایمونولوژی
 niko.sh iums.ac.ir

تاریخ خبر: می ۲۰۱۹
منبع:
۱. Perdijk O, Marsland BJ. The microbiome: toward preventing allergies and asthma by nutritional intervention. Current opinion in immunology. ۲۰۱۹ Oct ۱;۶۰:۱۰-۸.

دفعات مشاهده: 119 بار   |   دفعات چاپ: 14 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کشف توالی ژنی جدید با توانایی مقابله با سرطان و بیماریهای خود ایمن

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۳/۲۲ | 

طبق تحقیقی توسط دانشمندان مرکز تحقیقات Texas A&M AgriLife، بخش کوچکی از ژن انسانی STING، محرک ژن های اینترفرون، میتواند کلیدی برای درمان بیماریهای خودایمنی و سرطان باشد.
Dr. Pingwei Li، Drs. Baoyu Zhao، Fenglei Du و Pengbiao Xu، یک موتیف پروتئینی کشف کردند که بر اساس آن محققان را قادر می سازد تا داروهایی در جهت مهار پاسخ ایمنی ناخواسته در انسان که باعث ایجاد بیماریهای خودایمنی میشوند، تولید کنند.

STING پروتئین هایی هستند که عامل ایجاد سیگنال پاسخ های ایمنی در انسان و حیوانات میباشند. موتیف  PLPLRT/SD که دانشمندان کشف کردند یک قسمت کوتاه آمینو اسیدی در نزدیکی انتهای پروتئین STING هستند که نقش کلیدی در فعال کردن سیستم ایمنی بر علیه عفونتهای ویروسی را دارا میباشد.
TBK۱ پروتئین کینازی است که با بیماریهای مانند زوال عقل زودرس (frontotemporal dementia) ، برخی از سرطان ها و بیماریهای خود ایمن همانند لوپوس در ارتباط میباشد. آزمایشگاه دکتر Li یک توالی کوتاه در پروتئین STING که باعث فعال سازی و بکارگیری TBK۱ و ایجاد پاسخ ایمنی میشود را شناسایی کردند.

دانشمندان دریافتند که یک موتیف PLPLRT/SD محافظت شده که در ناحیه C-terminal انتهای STING قرار دارد، میتواند اتصال TBK۱ را مدیریت کند. این موضوع نشان میدهد که اتصال مستقیم بین STING  و TBK۱ برای عملکرد سیگنالینگ STING بسیار ضروری میباشد.
طبق گفته دکتر Li :" سیستم ایمنی همانند یک مدار الکتریکی عمل میکند". " ما این موتیف از STING را که در فعال سازی TBK۱ دخالت دارد، کشف کردیم . که اساسا مانند کلیدی است که سیستم ایمنی را برای تولید اینترفرون ها در جهت مبارزه با عفونتهای ویروسی و سرطان، روشن میکند."

این یافته ها پایه ای برای تحقیق علمی آینده و توسعه STING و داروهای مهاری برضد عفونت های ویروسی، سرطان و بیماریهای خود ایمنی است.این کشف به ظاهر کوچک در تحقیقات پایه است، اما یکی از پیامدهای شگرف در نحوه درمان بیماریها در آینده می باشد.

هاله عبدلی
دانشجوی دکترای تخصصی ایمونولوژی
پست الکترونیک : haleh.abdoli gmail.com
۱. Zhao B, Du F, Xu P, Shu C, Sankaran B, Bell SL, Liu M, Lei Y, Gao X, Fu X, Zhu F. A conserved PLPLRT/SD motif of STING mediates the recruitment and activation of TBK۱. Nature. ۲۰۱۹ May ۲۲:۱.

دفعات مشاهده: 189 بار   |   دفعات چاپ: 14 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

کشف نوع جدیدی از سلول ایمنی در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۱

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۳/۱۸ | 
براساس کتاب های درسی، سلول های سیستم ایمنی اکتسابی صرفا یا  سلول های B هستند و  یا سلول های    T  و  سلول حدواسطی وجود ندارد. اما بار دیگر به دلیل  شگفتی های طبیعت ، دانشمندان نوع جدیدی از لنفوسیت ها را در بیماران دیابتی نوع ۱ کشف کرده­اند که  به طور همزمان دارای  ویژگی های سلول های B و سلول های T میباشد.

در مطالعه ای که در ماه می سال ۲۰۱۹  در ژورنال cell چاپ شده است، محققان یک لنفوسیت هیبرید که به طور همزمان ویژگی های هر دو سلول B و T را از خود بروز میدهد  معرفی کردند. نویسندگان این مطالعه اشاره میکنند که این هیبرید ها می توانند با تحریک سیستم ایمنی بدن در حمله به سلول های تولید کننده انسولین بدن ، نقش مهمی در بیماری دیابت نوع ۱ ایفا کنند. این تیم تحقیقاتی که  پیشتر به دنبال زیررده خاصی از سلولهای B  در بیماران مبتلا ه دیابت بودند؛ درحین آزمایشات، با کمک تکنیک فلوسایتومتری متوجه حضور سلولهایی  شدند که به طور همزمان رسپتورهای TCR و BCR را بیان میکنند. با کمک آنالیزهای بیشتر این گروه متوجه شدند که این سلول خاص ژن های اختصاصی مربوط به رده سلولی T  و B را نیز مشترکا بیان میکند. این سلول دوگانه (DE (Dual Cell در افراد مبتلا به دیابت نوع ۱ بیشتر از افراد نرمال حضور داشته  است.
نتایج غیرمنتظره دیگری که این گروه به دست اوردند این بود که با آنالیز ژنوم ، متوجه شدند که در میان چندین ژن کدکننده BCR  یک توالی اختصاصی  و انحصاری در  اکثر سلول های DE وجود دارد. این نتیجه غیرمعمول بود چراکه  این ناحیه از BCR به طور معمول بسیار متنوع است و حتی بین سلول های افراد متفاوت میباشد؛ اما نقش این قطعه چیست؟

بیماری دیابت خود ایمن  یک بیماری وابسته به سلول های T میباشد، به صورتی که سلولهای TH سب جهت­دهی سلولهای CTL برای حذف سلول های تولید کننده انسولین خواهند شد که در نهایت باعث افزایش میزان گلوکوز خون خواهد شد. اما اینکه چرا سلول های T انسولین را به عنوان هدف شناسایی میکندد مشخص نیست. یکی از فرضیه های موجود در مورد بیماری دیابت این است که مولکول انسولین با کمک HLA سطح سلوهای ایمنی به سلول T عرضه و باعث فعال شدن سلول T خواهد شد. از انجایی که  مولکول HLA-DQ۸ در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۱ بیان بالایی دارد؛ بنابراین به نظر میرسد مولکول اصلی در عرضه انسولین باشد. 

بر اساس این شواهد، اعضای این تیم تحقیقاتی اینگونه فرض کردند که پپتید های اختصاصی  تولید شده توسط سلولهای DE که در بالا اشاره شد، احتمالا به مولکول HLA-DQ۸ متصل میشوند و از این طریق سبب شناسایی انسولین توسط سلول های  T  و فعال شدن آنها میشوند. برای اثبات این فرضیه از ازمایشات شبیه سازی( computational molecular simulation) و ازمایشات in vitro  استفاده کردند و متوجه شدند که اتصال پپتید های اختصاصی سلولهای DE به مولکول HLA-DQ۸ ۱۰۰۰۰ برابر بیشتر از اتصال HLA-DQ۸ به مولکول  انسولین تنها میباشد. اتصال این پپتید به انسولین به نوبه خود سبب فعال شدن و تکثیر سلولهای T  و تولید سایتوکاین های التهابی از این سلولها خواهد شد.

 

 کشف حضور این سلول در بیمارن مبتلا به دیات خودایمن نقش مهمی در شناسای بیشتر مسیرهای پاتوژنیک بیماری دارد، اما سوال های بسیاری باید پاخ داده شوند. به عنوان مثال نقش دقیق این سلولها در پاتولوژی بیماری دیابت و اینکه آیا این سلول منحصر به فرد در تمام افراد بیمار حضور دارد یا در زیرگروه خاصی از بیماران هنوز به مطالعات بیشتر احتیاج دارد.

گرد اوری کننده :
 دکتر مریم عظیمی

دکترای تخصصی ایمونولوژی

m-azimimalumnus.tums.ac.ir
 
  1. Rizwan Ahmed, Zahra Omidian, Adebola Giwa, et al,“A Public BCR Present in a Unique Dual-Receptor-Expressing Lymphocyte from Type ۱ Diabetes Patients Encodes a Potent T Cell Autoantigen”, Cell,Volume۱۷۷ ,https://doi.org/۱۰.۱۰۱۶/j.cell.۲۰۱۹.۰۵.۰۰۷.
     

دفعات مشاهده: 182 بار   |   دفعات چاپ: 18 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

درمان با سلول بنیادی ممکن است بتواند در تسکین درد و درمان ناباروری نقش داشته باشد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۳/۱ | 

نتایج یک مطالعه نشان داده که برنامه ریزی مجدد (reprogramming) نوعی از سلولهای بنیادی مشتق از بیمار به منظور تولید سلولهای رحمی سالم، به نام سلولهای فیبروبلاست استرومایی اندومتر، ممکن است بتواند درمانی بالقوه برای بیماریهای درگیر کننده اندومتر مانند اندومتریوز باشد.
مطالعه مذکور در مجله Stem Cell Reports به چاپ رسیده  عنوان آن " تولید سلولهای فیبروبلاست استرومایی اندومتر که به پروژسترون پاسخ می دهند از سلولهای بنیادی القایی چند توانی انسانی (iPS): نقش مسیر WNT/CTNNB۱" می باشد.

سلولهای فیبروبلاست استرومایی اندومتر سلولهایی مهم در بازتولید دوره ای بافت اندومتر در دوره قاعدگی باشند. نقص در عملکرد این سلولها نقشی کلیدی در شکل گیری ضایعات اندومتر از جمله اندومتریوز دارد.
امروزه، درمان های با استفاده از جایگزینی سلولی (cell replacement therapies) به عنوان روش هایی با پتانسیل بالا برای جایگزین نمودن سلولهای از دست رفته یا آسیب دیده در بیماری های مختلف مورد توجه محققین قرار گرفته اند.

در همین خصوص، محققین مرکز Northwestern Medicine بررسی هایی را روی سلولهای iPS انجام داده اند. این سلولها این مزیت را دارند که از پوست یا مغزاستخوان خود بیمار بدست آمده و توانایی تمایز به انواع سلولها را دارند.
بنابراین، درمان از طریق جایگزینی مجدد سلولهای فیبروبلاست استرومایی اندومتر به کمک سلولهای iPS خود فرد، به خصوص بمنظور احیاء پاسخ به هورمون پروژسترون (که در بیماران اندومتریوز مختل گردیده) می تواند رویکردی نوین در درمان اندومتریوز باشد.


دکتر شهره نیکو

دکتری تخصصی ایمونولوژی
 

niko.shiums.ac.ir

اقتباس از : endometriosisnews

تاریخ خبر : آپریل ۲۰۱۹

دفعات مشاهده: 200 بار   |   دفعات چاپ: 19 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

داکسی سایکلین می تواند جلوی پیشرفت اندومتریوز را بگیرد: نتیجه یک مطالعه پایلوت

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۲/۲۵ | 

نتایج یک مطالعه پایلوت نشان داده که درمان با آنتی بیوتیک رایج داکسی سایکلین ممکن است بتواند جلوی پیشرفت ضایعات اندومتریوز را در خانم هایی که به درمان های استاندارد پاسخ نمی دهند بگیرد.
این مطالعه در مجله Reproductive Biology and Endocrinology با عنوان " داکسی سایکلین فعالیت MMP-2 را در سلولهای اپیتلیال اندومتریوزی رده 12Z کاهش داده و از تهاجم این سلولها جلوگیری می کند و همچنین فعالیت MMP-2 و MMP-9 را در سلولهای استرومایی جدا شده از ضایعات اندومتریوز در شرایط آزمایشگاهی مهار می نماید" به چاپ رسیده است.

تلاش های فراوانی برای درک بهتر مکانیسم های دخیل در بیماری اندومتریوز صورت گرفته است. اما هنوز درمان قطعی یافت نشده و در بسیاری موارد جراحی تنها راه مقابله می باشد. ولی انجام فقط یکمرتبه جراحی ممکن است به تنهایی راه حلی دائمی نباشد، چراکه بازگشت بیماری و علائم آن شایع بوده و معمولا نیاز به جراحی های مجدد وجود دارد.

لذا، نیاز مبرمی وجود دارد به یافتن روش هایی که بتوانند مانع پیشرفت اندومتریوز گردیده و یا در کنترل علائم آن نقش داشته باشند.
داکسی سایکلین یک آنتی بیوتیک پراستفاده است که با نام های تجاری مختلفی به فروش می رسد و نشان داده شده که فعالیت دسته ای از آنزیم ها به نام ماتریکس متالوپروتئیناز (matrix metalloproteinase: MMP) را مهار می کند.
آنزیم های MMP نقشی مهم در تنظیم تکامل و شکل گیری ارگان ها و بافت ها داشته و معمولا در بافت های افراد بالغ زیاد فعال نیستند. ولی نشان داده شده که در بسیاری بیماری ها از جمله اندومتریوز تنظیم این آنزیم ها برهم می خورد.

دکتر شهره نیکو

دکتری تخصصی ایمونولوژی
 

niko.shiums.ac.ir

منبع : endometriosisnews


 

دفعات مشاهده: 229 بار   |   دفعات چاپ: 21 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

درمان دومین بیمارمبتلا به ایدز

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۲/۱۸ | 

تعداد افراد مبتلا به ایدز در سراسر دنیا حدود ۳۷ میلیون نفر اعلام شده است، که در حال حاضر ۲۱میلیون نفر آنها تحت درمان با داروهای آنتی ویروسی می باشند، که البته یک سری مقامت هایی هم در پروسه درمانی به این داروها مشاهده شده است و باعث ایجاد این سوال "که آیا به طور مداوم میتوان از این داروها استفاده کرد یا خیر؟ "، شده است.
سوالی که مطرح است این میباشد که  عملکرد جامع جهانی نسبت به ایدز چیست؟ علی­ رغم اینکه CAR T cell therapy، Gene therapy و داروها و واکسنهای دیگری نیز مورد استفاده قرار می گیرند ولی رویکرد جامع جهانی به اینگونه است که فرد مبتلا را به فاز remission رسانیده بدون اینکه نیاز به استفاده دایمی از دارو های ضد ویروسی باشد.

همانطور که می دانیم، متهم اصلی در ابتلا افراد به HIV گیرنده CCR۵ میباشد. برخی از افراد به طور نرمال یک قسمت ۳۲bp از این گیرنده را ندارند که در فرد باعث ایجاد مقاومت نسبت به ابتلا به HIV می شود. نداشتن CCR۵ به ۲ فرم هموزیکوت و هتروزیگوت مشاهده شده است، ۱% افراد اروپایی به صورت هموزیگوت و ۱۰% افراد اروپایی به صورت هتروزیگوت این ژن را ندارند. این ژنوتیپ در افراد هتروزیگوت، باعث می شود که حتی اگر در محیط پر خطر هم قرار بگیرند، یا به HIV مبتلا نشوند و یا اگر دچار شدند پیشرفت بیماری به سمت ایدز کندتر صورت گیرد و viral load در بیماری کمتر باشد.  

HIV فقط از طریق CCR۵ فرد را آلوده نمیکند بلکه HIV گونه های مختلفی را شامل می شود:
۱. اگر از طریق CCR۵ بیمار را آلوده کند به نام R۵-tropic  (۹۰% افراد از این طریق آلوده میشوند).
۲. اگر از طریق CXCR۴ بیمار را آلوده کند به نامX۴-tropic
۳. گونه ای از HIV نیز وجود دارد که هر دو فرم X۴ و R۵ را دارند که dual infection نامیده می شود.

قبل از اینکه وارد مبحث درمان بشویم، چند تجربه قبلی را بررسی میکنیم.
بیمار اول، به نام SN patient فردی ۲۷ ساله در آلمان که به طور همزمان مبتلا به HIV و لینفوما بود و با داروهای ضد ویروسی، میزان viral load این فرد به حد undetectable رسانیده شود. اما هدف این بود که فرد وارد remission شده بدون اینکه از داروهای ضد ویروسی استفاده کند . به این فرد پیوند مغز استخوان از دهنده ای که CCR۵ ندارد صورت گرفت. تروپیسم ویروسی فرد  R۵ tropism مشخص شد. پیوند موفقیت آمیز انجام گرفت ولی لود ویروسی در آن مجدد افزایش یافت. تروپیسم ویروسی را مجددا بررسی کردند و یک shift tropism در فرد ایجاد شده و باعث شد که درمان با داروهای ضد ویروسی ادامه پیدا کند. ولی این فرد با ریلپس لینفوما از دنیا رفت.

بیمار دوم، یا فردی که بیماری را شکست داد، فردی در برلین که به نام berlin patient معروف شد بود، که به صورت همزمان مبتلا به HIV و AML بود. برای این فرد نیز پیوند مغز استخوان تجویز شد. یک هفته قبل از پیوند، داروهای ضد ویروسی قطع شد، تروپیسم مشخص شد و یک بار برای کل بدن رادیو تراپی (Total body irradiation) انجام شد. پیوند مغز استخوان کاملا موفقیت آمیز بود اما ریلپس AML ایجاد شد و دوباره کل بدن تحت رادیوتراپی قرار گرفت و از همان فردی که قبلا دهنده مغز استخوان بود و CCR۵ نداشت دوباره پیوند مغز استخوان انجام شد و اینبار پیوند موفقیت آمیز بوده و تا امروز HIV در فاز remission قرار دارد و سرطان هم درمان شده.
سوالی که پیش آمده این هست که کدام درمان باعث شد که بیماری HIV فرد در فاز remission قرار بگیرد؟ دومرتبه پیوند مغز استخوان و یا ۲ مرتبه Total body irradiation؟

بیمار سوم، بیمار London patient هست که در دانشگاه UCL لندن بررسی انجام شد. که این فرد همزمان مبتلا به  HIV و stage ۴ hodgkin lymphoma بود ،که  به خط اول کموتراپی نیز مقاوم بود و به همین علت خط دوم درمان شروع شد. قبل از شروع داروهای ضد ویروسی میزان لنفوسیت ۲۹۰ و وایرال لود ۱۸۰,۰۰۰ گزارش گردید که با شروع داروهای ضد ویرروسی، وایرال لود کنترل شد و فرد آماده پیوند مغز استخوان شد. با این تفاوت که قبل از پیوند داروها قطع نشد و تحت Total body irradiation هم قرار نگرفت. پیوند از فرد دهنده که CCR۵ نداشت با موفقیت انجام گرفت. ۳۰ روز بعد پیوند، بر روی micro satellite DNA تست PCR انجام میدهند و تغییر سلول های CD۴ فرد نشان دهنده این بود که پیوند موفقیت آمیز انجام شده. سلول های خونی مثلtotal WBC, PLk ، نتروفیل، سلول های CD۸+ به حالت نرمال رسیدند ولی سلول های CD۴+ روند کندتری را در پیش داشتند. داروهای ضد ویروسی در روز ۵۱۰ بعد پیوند قطع شدند و با تستهایی مثل HPLC و mass spectrometry تعیین کردند که اثری از دارو در بدن وجود ندارد و حتی با قطع دارو وایرال لود ویروس در فاز undetectable قرار داشت. همچنین HIV DNA را برروی PBMC و هم سلول های CD۴+ بررسی شد و مشاهده گردید که در فاز undetectable قرار دارد و افزایش لودی دیده نشد.

ممکن است این سوال پیش بیاید که سلول هایی که در حالت resting هستند و طول عمر بیشتری دارند ممکن است روزی فرد را آلوده کنند؟ جهت بررسی این موضوع نیز با استفاده از تکنیک quantitative viral outgrowth سلول های CD۴+ resting فعال گردیدند و با سلول های CD۴+  سالم، مجاورت داده شدند و پروتئین P۲۴ HIV به روش الایزا بررسی شد و مشاهده گردید که سطح پروتئین نیز undetectable می باشد و اثری از الودگی وجود ندارد.
سلول های جدید فرد که CCR۵ ندارد را یک مرتبه دیگر با گونه های دیگری از HIV که از طریق CCR۵ فرد را الوده می کنند مجاورت داده شدند، و مشاهده گردید که هیچ آلودگی بوجود نیامده ولی زمانی که با CXCR۵ مجاور گردید، امکان آلودگی وجود دارد.
همچنین با روش وسترن بلاتینگ، باندهای ویروسی را قبل و بعد از پیوند مشخص کردند و دیده شد که بسیاری از باندها مثل P۶۸, P۵۵, P۵۲, P۴۰, P۲۴ و P۳۱ حذف شدند اما گلیگوپروتئین ۱۶۰ تا پایان درمان باقی ماند.
در نهایت این نتیجه گیری را میتوان داشت که با یک درمان خیلی ساده تر، یک پیوند مغز استخوانی که هیچ Total body irradiation ندارد امکان درمان فرد بیمار وجود دارد.


هاله عبدلی
دانشجوی دکترای تخصصی ایمونولوژی

پست الکترونیک : haleh.abdoligmail.com
منبع:
  1. Gupta RK, Abdul-Jawad S, McCoy LE, Mok HP, Peppa D, Salgado M, Martinez-Picado J, Nijhuis M, Wensing AM, Lee H, Grant P. HIV-۱ remission following CCR۵Δ۳۲/Δ۳۲ haematopoietic stem-cell transplantation. Nature. ۲۰۱۹ Mar ۵:۱.

دفعات مشاهده: 249 بار   |   دفعات چاپ: 26 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

نقش استنشاق لیپوساکارید در فراخوانی سلولهای فاگوسیتوز به فضای هوایی آلوئولار

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۲/۱۱ | 
فاگوسیت های تک هسته ای( Mononuclear phagocytes)  شامل  مونوسیت ها، ماکروفاژها و سلول های دندریتیک (DCs)، از اعضای اصلی و مهم ایمنی ذاتی محسوب میشوند. که هم در گردش خون و هم در بافت های مختلف ساکن هستند. این سلول ها  به عنوان  آغازگر پاسخ ایمنی اختصاصی نیز محسوب میشوند، چرا که با عرضه آنتی ژن به لنفوسیت های  T  سبب شروع آبشار پاسخ های اختصاصی ضد آنتی ژن نیز میشوند. یکی از بافت ها و فضاهایی که سلولهای فاگوشیتوز کننده در آنجا ساکن هستند، فضای هوایی آلوئولار می باشد.  
شکل زیر مقایسه بین انواع سلول های ماکروفاژ موجود در ریه، در شرایط نرمال و التهابی را نشان میدهد.

 

 در حالت نرمال، سلولهای MP موجود در فضاهای هوایی آلوئولار در حالت پایه (steady state) قرار دارند. با این حال  تا به امروز در مورد چگونگی فراخوانی و حرکت  سلول های DC در شرایط التهاب اطلاعات زیادی منتشر نشده  است.  در سال ۲۰۱۹ Laura Jardine و همکارانش از استنشاق لیپوپلی ساکارید (LPS)  برای ایجاد التهاب حاد در افراد سالم استفاده کردند و  تاثیر آن  را بر فراوانی سلول های  MP در گردش خون و مایع برونکوآلوئولار بررسی کردند.  این محققین توانستند  نشان دهند: ۸ ساعت بعد از استنشاق LPS، فراوانی سلول های مونوسیت و سلولهای DC  در مایع  برونکوآلوئولار افزایش پیدا میکنند. آنالیزهای فنوتیپی، پروفایل بیان ژن و آنالیزهای خونی نشان داد که سلولهای DC  فراخوانی شده به محل التهاب اکثرا منشا خونی داشتند. همچنین نتایج نشان دادند که سلولهای فراخوان شده به سرعت، ژن های سلول های ساکن فضاهای هوایی را بیان خواهند کرد. از طرف دیگر ماکروفاژهای آلوئولار بعد از استنشاق LPS، بیان سایتوکاین های ضروری جهت فراخوانی سایر سلول های MP را افزایش میدهند.

گرد اوری کننده :
 دکتر مریم عظیمی

دکترای تخصصی ایمونولوژی

m-azimimalumnus.tums.ac.ir

۱              Guilbaud E, Gautier EL, Yvan-Charvet L. Macrophage Origin, Metabolic Reprogramming and IL-۱β Signaling: Promises and Pitfalls in Lung Cancer. Cancers. ۲۰۱۹;۱۱(۳):۲۹۸.
۲.            Jardine L, Wiscombe S, Reynolds G, McDonald D, Fuller A, Green K, et al. Lipopolysaccharide inhalation recruits monocytes and dendritic cell subsets to the alveolar airspace. Nature Communications. ۲۰۱۹;۱۰(۱):۱۹۹۹.


دفعات مشاهده: 240 بار   |   دفعات چاپ: 20 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

روش جدید ایمونوتراپی در درمان HIV

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۲/۷ | 
به کمک داروهای ضد ویروسی در کشور آمریکا بیش از نیمی از مبتلایان به بیماری ایدز به مرحله ای از درمان رسیده اند که ویروس در بدن آن ها دیگر قابل اندازه گیری نیست و مقدار ویروس به قدری کم شده است که دیگر ناقل بیماری نیستند.

اما با تمام این تفاصیل ویروس در بدن این افراد به صورت نهفته باقی می ماند و جهت جلوگیری از عود آن، نیاز به آن است که دارو به صورت مداوم مصرف گردد که خود شامل عوارضی از قبیل مشکلات گوارشی، مشکلات قلبی، مقاومت به انسولین، آسیب کبدی و مشکلات عصبی می شود.

دانشمندان بسیاری به دنبال راه حلی جهت پاکسازی کامل بدن از ویروس HIV هستند و بسیاری از این تحقیقات بر این اساس طراحی می شوند که ابتدا ویروس از محلی که نهفته است (سلول ها T helper) بیرون رانده شود و سپس نابود گردد اما چالش اصلی در این رابطه به شناسایی صحیح سلول های T helper حاوی ویروس برمیگردد.
اما اخیرا دانشمندان دانشگاه پیتزبورگ راه حلی برای این موضوع پیدا کردند. آنان برای یافتن سلول های حامل ویروس HIV توجه خود را به ویروس مشابه دیگری که حدود ۹۵ درصد از بیماران HIV به این ویروس نیز مبتلا هستند معطوف کردند و آن ویروسی چیزی نیست جز سایتومگالوویروس (CMV) .

توجه سیستم ایمنی بدن به این ویروس به قدری است که در بعضی از بیماران مبتلا به HIV از هر پنج سلول T helper یکی از آن ها به این ویروس مختص شده است. این مساله محققان این مطالعه را به این فکر واداشت که ممکن است سلول های حاوی ویروس CMV همان سلول هایی باشند که حاوی ویروس نهفته HIV نیز هستند. لذا آنان روش ایمونوتراپی خود را به نحوی طراحی کردند که نه تنها ویروس HIV را هدف قرار دهد بلکه سلول های T helper  مختص به CMV را نیز فعال کند.

 

جهت این کار محققان از سلول های دندریتیک (antigen-presenting type ۱-polarized, monocyte-derived dendritic cells (MDC۱ استفاده کردند که از خون خود بیماران بدست آمده بود. در این مطالعه مشاهده شد که این سلول ها با ارائه آنتی ژن های HIV یا CMV باعث فعال شدن سلول های T helper و به نوبه خود باعث فعال سازی دوباره ویروس HIV نهفته شدند.همچنین محققان این مطالعه توانستند با استفاده از همین سلول ها باعث بوجود آوردن سلول های T cytotoxic شوند و شاهد عملکرد موفق آن ها در برابر سلول های T helper  آلوده به ویروس HIV که توسط سلول های MDC۱ ارائه شده بودند، باشند.
 
بنابراین مجریان این مطالعه با استفاده از سلول های MDC۱ ارائه دهنده آنتی ژن های ویروس های HIV و CMV همزمان هم راهی برای فعال کردن سلول های حاوی ویروس نهفته HIV پیدا کنند و هم با استفاده از ایجاد یک ایمنی مبتنی بر سلول های T cytotoxic باعث از بین بردن این سلول های آلوده گردند.
با موفقیت این طرح در فاز آزمایشگاهی، در حال حاضر این طرح در حال ورود به فاز Clinical trial می باشد.


تهیه و تدوین : سهیل رحمانی فرد

منبع : https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S۲۳۵۲۳۹۶۴۱۹۳۰۲۲۲۱
پست الکترونیک : soheil.rahmani.fardgmail.com

دفعات مشاهده: 267 بار   |   دفعات چاپ: 25 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

آیا واکسن HPV ( گارداسیل ) خطرناک است ؟

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۱/۲۸ | 

واکسن HPV در سراسر جهان برای سال ها در کشورهای مختلف مانند استرالیا، کانادا، انگلستان، ایالات متحده آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپای غربی استفاده شده است. بیش از ۸۰ میلیون نفر در سراسر جهان واکسینه شده اند.تعدادی از سازمان های مرتبط در سراسر جهان، از جمله مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری در ایالات متحده، سازمان بهداشت جهانی (WHO) و EMA، استفاده از واکسن HPV را برای سال های بسیار طولانی تحت نظر داشته اند. آنها از بسیاری از انواع مختلف اطلاعات و داده های ایمنی استفاده می کنند و همچنان می گویند واکسن HPV بسیار ایمن و بی خطر است.

گارداسیل چهار ظرفیتی (انواع ۶، ۱۱، ۱۶ و ۱۸)، یک واکسن بازسازی شده است و داخل عضله بازو تزریق می شود. این واکسن برای پیشگیری از سرطان مقعد، دهانه رحم، واژن، ناحیه خارجی تناسلی و رشد بافت غیرطبیعی در این مناطق و همچنین پیشگیری از زگیل تناسلی است.

واکسن گارداسیل ۹ (واکسن پاپیلوما ویروس انسانی ۹ ظرفیتیی)، به محافظت از دختران و زنان سنین ۹ تا ۲۶ سال در برابر سرطان های دهانه ی رحم، واژن، دستگاه تناسلی خارجی و مقعد و همچنین زگیل های تناسلی ناشی از ۹ نوع ویروس HPV کمک می کند. گارداسیل به محافظت از پسران و مردان ۹ تا ۲۶ سال در برابر سرطان های مقعد و زگیل تناسلی ناشی از انواع مشابه HPV کمک می کند.

گارداسیل از تمام انواع سرطان دهانه رحم جلوگیری نمی کند؛ لذا برای زنان، انجام غربالگری سالانه جهت تشخیص زود هنگام سرطان رحم یا همان تست پاپ اسمیر لازم و ضروری است.زگیل های تناسلی و یا سرطان را درمان نمی کند.به یاد داشته باشید که همه سرطان های دستگاه تناسلی، واژینال و مقعد بواسطه HPV ایجاد نمی شوند و گارداسیل ۹ تنها در مقابل آن دسته از سرطان های فرج، واژن و مقعد ناشی از انواع HPV تیپ ۱۶ ۱۸، ۳۱، ۳۳، ۴۵، ۵۲ و ۵۸ محافظت می کند.

بسیاری از کارآزمایی های بالینی و مطالعات علمی به بررسی اینکه آیا بین واکسیناسیون HPV باعث ابتلا به بیماری های طولانی مدت می شود پرداخته اند.این سازمان های مسئول، هیچگونه افزایش بروز موارد فوق الذکر در مقایسه ی بین افرادی که واکسن گرفته اند و آن هایی که واکسن نگرفته اند را پیدا نکرده اند.کمیته مشورتی جهانی سازمان بهداشت جهانی WHO بر روی ایمنی واکسن به طور منظم شواهد بین المللی در مورد ایمنی واکسیناسیون HPV را بررسی می کند و در ماه مارس سال ۲۰۱۷، بیانیه ای صادر کرد که هیچ مدرکی مبنی بر ارتباط بین واکسیناسیون HPV و بیماری های فوق الذکر وجود ندارد.


اقتباس شده از : ImmunologyToday

هاله عبدلی
دانشجوی دکترای تخصصی ایمونولوژی

پست الکترونیک : haleh.abdoligmail.com

 

دفعات مشاهده: 267 بار   |   دفعات چاپ: 19 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

جنسیت ممکن است در کارایی واکسن تأثیرگذار باشد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۱/۲۶ | 
پاسخ های ایمنی می توانند به شدت تحت تأثیر جنسیت باشند اما تاکنون این موضوع به ندرت بعنوان یک متغییر در پاسخ به واکسن در نظر گرفته شده بود.
به منظور بررسی بیشتر این موضوع، محققان دانشگاه جان هاپکینز واکنش ایمنی موش های نر و ماده را به عفونت های ویروسی آنفلوآنزا تحت نظر گرفتند. مشاهدات نشان داد که موش های ماده نسبت به موش های نر از پاسخ قوی تر آنتی بادی، سلول های CD4 و سلول های CD8 خاطره برخوردارند.

در ادامه محققان جهت پاسخ به این سؤال که آیا این تفاوت میزان پاسخ آنتی بادی در موش های ماده باعث ایمنی بیشتر در مقابله با آنفلوآنزا می شود یا خیر، موش ها را ابتدا با واکسن ویروس H1N1 غیرفعال شده واکسینه کردند، که باعث پاسخ غالبا آنتی بادی-محور می شود، سپس در معرض ویروس فعال H1N1 قرار دادند و مشاهده کردند که موش های ماده پاسخ آنتی بادی و درنتیجه ایمنی بیشتری در مقابل ویروس نسبت به موش های نر داشتند. علاوه براین آنتی بادی های تولید شده توسط موش های ماده توانایی بیشتری در ایجاد مقاومت در موش های واکسن نشده در مقابل ویروس H1N1، نسبت به آنتی بادی های تولید شده در موش های نر داشتند.

 

در ادامه این مطالعه نشان داد که پروتئین  Toll-like receptor 7 (Tlr7) در سلول های B موش های ماده واکسن شده بیان بیشتری نسبت به موش های نر داشت که این افزایش بیان با کاهش متیلاسیون DNA در قسمت پروموتور Tlr7 ، آنتی بادی های با قدرت و چسبندگی بیشترو بازآرایی نوترکیب آنتی بادی می شود.
 

تهیه و تدوین : سهیل رحمانی فرد

اقتباس از : Nature Immunology
پست الکترونیک : soheil.rahmani.fardgmail.com

دفعات مشاهده: 249 بار   |   دفعات چاپ: 13 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

ایمونوتراپی با کمک سلول های T تنظیمی برای درمان Amyotrophic lateral sclerosis

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۲/۲۷ | 
بیماری (ALS (Amyotrophic lateral sclerosis یک بیماری نورون های حرکتی  است که موجب تخریب پیشرونده و غیر قابل ترمیم در دستگاه عصبی مرکزی مغز و نخاع و دستگاه عصبی محیطی می گردد(تصویر). این بیماری شایع ترین بیماری نورون های حرکتی می باشد. این بیماری منجر به از دست رفتن تدریجی عملکرد عضلات به ویژه عضلات مخطط به علت آتروفی پیشروندۀ آنها میگردد و با تضعیف ماهیچه ها به تدریج فرد به فلج عمومی مبتلا می شود و معمولاً مبتلایان به این بیماری مدت زمان زیادی زنده نمی مانند. 
تاکنون علت دقیق این بیماری مشخص نشده است اما پژوهش های فراوان به نقش مخرب سیستم ایمنی در قتل عام نورونهای حرکتی اشاره می کنند. از همین رو رسیدن به درک بالاتر از نقش سیستم ایمنی در پاتوزنز ALS می تواند امید به درمان  این بیماری را  از طریق ایمونوتراپی به شدت افزایش دهد.
 در مطالعه ای که در سال ۲۰۱۸ به چاپ رسید، مشخص شد بین فراوانی سلولهای T تنظیمی(Treg) و پیشرفت بیماری  ALS رابطه معکوس وجود دارد؛ به این صورت که بیمارانی که  سلولهای Treg بالاتری را دارا هستند، سیر پیشرفت بیماری در آن ها کندتر می باشد. همچنین مشخص شد به دنبال افزایش تمایز Treg در موش های مدل ALS ، تخریب نورون های حرکتی به شدت کاهش یافت. محققین این مطالعه با ابراز رضایت از نتایج این مطالعات ابراز امیدواری کرده اند که در آینده نزدیک ایمونوتراپی با هدف افزایش لنفوسیت های T تنظیمی میتواند به درمان در بیماران مبتلا به  ALS کمک نماید.
مطالعات دیگری نیز  نشان داده اند که  تزریق داروی ایمونومدولاتور جدیدی به نام RNS۶۰در مدل های حیوانی ALS نه تنها سبب افزایش جمعیت سلول های Treg FOXP۳  خواهد شد، بلکه باعث فعال شدن سلولهای میکروگلیا و آستروسیت محافظت کننده از نورون ها نیز خواهد شد؛ این مطالعات زمینه ساز استفاده از این داروی ایمونومدولاتور در فازهای بالینی در سال ۲۰۱۹ شده اند. 

گرد اوری کننده :
 دکتر مریم عظیمی

دکترای تخصصی ایمونولوژی

m-azimimalumnus.tums.ac.ir
 
برگرفته از :
 
 
۱. Rebecca K. Sheean et al, Association of Regulatory T-Cell Expansion With Progression of Amyotrophic Lateral Sclerosis, JAMA Neurology (۲۰۱۸). DOI: ۱۰.۱۰۰۱/jamaneurol.۲۰۱۸.۰۰۳۵
 
۲. Paganoni S, Alshikho MJ, Luppino S, Chan J, Pothier L, Schoenfeld D, Andres PL, Babu S, Zürcher NR, Loggia ML, Barry RL. A pilot trial of RNS۶۰ in amyotrophic lateral sclerosis. Muscle & nerve. ۲۰۱۹ Mar;۵۹(۳):۳۰۳-۸.
 
 

دفعات مشاهده: 266 بار   |   دفعات چاپ: 20 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

سیستم درجه بندی میزان آلرژی زایی گیاهان (سیستم OPALS)

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۲/۲۵ | 
سال ها یکی از مسائل مهم در کنترل و پیشگیری بیماری های آلرژیک بخصوص آلرژی های تنفسی مانند آلرژی فصلی (رینیت آلرژیک) و یا آسم و همچنین مدیریت فضای سبز شهر ها و انتخاب گیاهان آپارتمانی و مورد استفاده در باغچه ها، درجه بندی میزان آلرژی زایی گیاهان بوده است؛ به عبارتی دیگر سیستمی که در آن میزان آلرژی زایی هر یک از گیاهان مورد استفاده در آپارتمان ها، باغچه ها، پارک ها و سایر فضاهای سبز، مشخص شده باشد.  پس از سال ها تحقیق دکتر توماس اوگرن (Thomas Ogren) متخصص باغبانی توانسته است سیستمی را برای طبقه بندی میزان آلرژی زایی گیاهان معرفی نماید. در این سیستم آلرژی زایی گیاهان بر اساس ۱۳۰ معیار و خصوصیت مختلف مشخص شده است. بعضی از این معیارها عبارتند از: مقدار گرده تولید شده توسط گیاه، قدرت گرده، اندازه گرده، تراکم گرده، شکل و وزن گرده و همچنین مدت زمان گل دهی گیاه و عمر گل.
در سیستم ابداعی دکتر توماس اوگرن که به نام اوپالس (Ogren Plant Allergy Scale, OPALS) مشهور می باشد، میزان و شدت آلرژی زایی گیاهان بین اعداد ۱ تا ۱۰ قرار گرفته اند. گیاهان با عدد ۱ و ۲ دارای کمترین میزان آلرژی زایی بوده و گیاهان با اعداد ۹ و ۱۰ دارای بیشترین میزان آلرژی زایی هستند. به عبارتی دیگر گیاهان با اعداد ۹ و ۱۰ محرک بیماری های آلرژیک تنفسی نظیر آلرژی فصلی و آسم و یا بیمار یهای پوستی مانند درماتیت آلرژیک و یا اگزما هستند. 


اقتباس از:  شبکه جامع آلرژی
تدوین: دکتر محمد علی عصاره زادگان

دکترای تخصصی ایمونولوژی دانشگاه علوم پزشکی ایران

دفعات مشاهده: 277 بار   |   دفعات چاپ: 22 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

ارتباط سیستم ایمنی و سندرم خستگی مزمن

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۲/۸ | 
افراد مبتلا به سندرم خستگی مزمن (chronic fatigue syndrome CFS) در طی روز از خستگی بسیار شدیدی رنج میبرند که حتی با استراحت نیز بهبود پیدا نمیکنند،. علت این بیماری هنوز به طور کامل شناخته نشده است، با این حال احتمال این میرود که سیستم ایمنی در بروز این اختلال نقش داشته باشد. چرا که درسال ۲۰۱۷ مشخص شد پلی مورفیسم موجود در ژن های ایمنی با شدت و وبروز این بیماری در ارتباط هستند. . تحقیقات اخیردر دانشگاه KCL انگلستان نتایجی ارائه داده است که حمایت از این فرضیه را قوی تر میکند، ، محققین این دانشگاه اینگونه مطرح کردند که اختلال  CFS احتمالا توسط بیش فعالی سیستم ایمنی آغاز میگردد.
 
 
این محققین با کمک مطالعه روی بیمارانی که تحت درمان با IFN-α(افراد مبتلا به هپاتیت C) هستند، رویکرد جدیدی در شناسایی مسیرهای تکامل اختلال CFS طراحی کردند. IFN-α مشابه با عفونت ، سبب تحریک سیستم ایمنی بدن میشود. این مطالعه نشان داد که این بیماران اغلب به دنبال مصرف IFN-α عوارض متعددی از جمله تب و احساس خستگی را تجربه میکنند. در برخی موارد، بیماران علایم مشابه با اختلال CFS را از خود بروز میدهند؛ این بیماران حتی پس از قطع کردن درمان IFN-α علایم شبه خستگی را نیز نشان میدهند. نتایج این مطالعه که در ژورنال Psychoneuroendocrinology به چاپ رسیده است نشان میدهد که بیمارانی که ار خستگی مفرط و دائمی رنج میبرند نست به افرادی که به طور طبیعی درمان شده اند؛ اختلافات  قابل توجهی در سیستم ایمنی بروز میدهند. این اختلافات شامل میزان بالای  سایتوکاین های IL-۱۰  وIL-۶ ( مولکوهای موثر در شروع پاسخ های التهابی) در پاسخ به IFN-α و حتی پس از قطع شدن دارو میباشد.

دکتر Russell، در این مطالعه اشاره کرد که "برای اولین بار، ما نشان داده ایم که افرادی که مستعد ابتلا به اختلال CFS هستند، دارای یک سیستم ایمنی بیش از حد میباشند و به عبارت دیگر  افرادی که پاسخ ایمنی غیرعادی نسبت به یک عامل از خود نشان میدهند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به CFS هستند".

تهیه و تدوین: دکتر مریم عظیمی
دکتری تخصصی ایمونولوژی

اقتباس از

Alice Russell, Nilay Hepgul, Naghmeh Nikkheslat, et al. Persistent fatigue induced by interferon-alpha: a novel, inflammation-based, proxy model of chronic fatigue syndrome, Psychoneuroendocrinology, Volume ۱۰۰,, ۲۰۱۹
 

دفعات مشاهده: 322 بار   |   دفعات چاپ: 26 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

ارتباط بین بیماری التهابی روده (IBD) و سرطان پروستات

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۱/۲۸ | 
سرطان پروستات (Prostate cancer) در  سطح جهان، دومین سرطان شایع و پنجمین عامل مرگ و میر مربوط به سرطان در مردان شناخته شده است ؛ مطالعات متعدد التهاب مزمن پروستات را به عنوان  یک عامل خطر برای ایجاد سرطان در این بافت معرفی کرده­اند. التهاب در محیط پروستات (microenvironment) ممکن است با القای آسیب  به DNA و یا تغییرات اپی ژنتیکی ناخواسته سبب سرطان زایی  پروستات شود.
 با این حال در سال ۲۰۱۹، مطالعه ای که در دانشگاه Johns Hopkins آمریکا انجام شد، عامل جدیدی برای القای التهاب و ایجاد سرطان پروستات ارائه دادند. در این مطالعه که بیش از ۱۰ هزار مرد از سال های ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۷  در آن شرکت داشتند، مشخص شد که خطر ابتلا به سرطان پروستات در مردانی که تاریخچه قبلی ابتلا به بیماری التهابی روده (IBD) را نشان دادند، در مقایسه با افراد سالم، پنج برابر بوده است. در واقع این مطالعه نشان داد که فراوانی وقوع همزمان این دو اختلال بسیار بالا میباشد، به طوری که در برخی موارد در حدود ۸۰ درصد با یکدیگر، همبودی(comorbidity) دارند.


با اینکه مطالعات اپیدمیولوژیکی بیتشری برای درک رابطه بین این دو اختلال، نیاز است، اما با این حال، آنچه مسلم است وجود رابطه قابل ملاحظه ای بین سیستم گوارشی و اکثر سیستم های بدن انسان، از جمله سیستم ایمنی، سیستم عصبی، سیستم گردش خون و سیستم غدد درون ریز، وجود دارد. در حقیقت دستگاه گوارش را باید به عنوان یک یک ارگان لنفاوی در نظر گرفت چراکه بافت لنفاوی مربوط به روده بیانگر ۷۰٪ از سیستم ایمنی بدن میباشد. یکی از فرضیه های موجود که بر پایه این واقعیت مطرح میباشد این است که دریافت طولانی مدت داروهای ایمونوساپرسیو از جمله کورتیکواستروئیدها توسط بیماران مبتلا به IBD سبب افزایش ابتلا به لوسمی، لنفوم و سرطان های مجاری ادراری خواهد شد.
از سوی دیگر، ابتلا به IBD مزمن سبب افزایش میزان سایتوکاین های پیش التهابی از جمله TNF ، IL-۶ و IL-۱۲  خواهد شد، که هر کدام از این سایتوکاین ها میتوانند سبب القای فرایند تومورزایی حتی در مناطق دور از دستگاه گوارش نیز شود.
فرضیه دیگر به نقش میکروارگانیسم های پاتوژنیک  میپردازد؛ این میکروارگانیسم ها از جمله کلستریدیوم دیفیسیل و سویه های ویرولانس E.coli که در ایجاد IBD نقش دارند، از طریق مجاری ادراری و ایجاد التهاب در این مجاری یا از طریق گردش خون وارد پروستات نیز خواهند شد و سبب التهاب در پروستات و در نتیجه شروع روند تومورزایی در این بافت خواهند شد. 

تهیه و تدوین:
دکتر مریم عظیمی
دکتری تخصصی ایمونولوژی

منابع:
  1. Pedersen, N. et al. Risk of extra-intestinal cancer in inflammatory bowel disease: meta-analysis of population-based cohort studies. Am. J. Gastroenterol. ۱۰۵, ۱۴۸۰–۱۴۸۷ (۲۰۱۰).
  2. Sfanos KS, Joshu CE. IBD as a risk factor for prostate cancer: what is the link? Nature Reviews Urology. ۲۰۱۹.

دفعات مشاهده: 347 بار   |   دفعات چاپ: 34 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

نقش سلول های ایمنی روده ای در متابولیسم غذا

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۱/۱۷ | 
روده دارای تعداد زیادی سلول های ایمنی است که به ترمیم بافت ها کمک کرده و در مقابل عفونت های میکروبی روده محافظت  ایجاد می کند. دیواره روده از لابه ای به نام اپیتلیوم تشکیل شده است. اپیتلیوم ، یک لایه سلولی ضخیم میباشد که به عنوان رابط بین بدن و فضای روده عمل میکند؛ این لایه به طور مداوم در معرض مواد غذایی و میکروبهای ساکن در روده و  پاتوژن های مهاجم میباشد.
اپیتلیوم علاوه بر سلولهای اپیتلیالی، حاوی نوعی از سلول­های ایمنی به نام لنفوسیت داخل اپی تلیال روده­ای ((IEL) Intestinal Intraepithelial Lymphocyte) میباشد. این لنفوسیت ها که متعلق به زیر رده سلول های Tمیباشند، خط اول دفاع ایمنی اختصاصی در برابر میکروب های روده ای را فراهم می کنند. به طوری که به همریختگی و اختلال در این سلول ها سبب آسیب به استحکام فیزیکی و ایمونولوژیکی روده خواهد شد و در نتیجه ریسک ابتلا به  عفونت ها و بیماری های التهابی روده ای (inflammatory bowel disease) افزایش پیدا میکند.

در سال 2019  مطالعه ای که در مجله Nature به چاپ رسیده نشان داد که سلول های IEL علاوه بر نقش حفاظتی در روده، با تنظیم سطح هورمون های که پس از مصرف مواد غذایی آزاد میشوند ، نقش مهمی در کنترل متابولیسم بدن بر عهده دارند. این مطالعه نشان داد که این سلول­ها حتی در غیاب عفونت، در طول اپیتلیوم روده حرکت می کنند؛ اما با این حال  در قسمت هایی از  روده که در جذب مواد غذایی نقش دارند،  از فراوانی بیشتری برخوردار هستند،  همچنین به عنوان یک یافته جالب، این مطالعه نشان داد که  سلول های IEL ژن های دخیل در متابولیسم  مواد غذایی را  نیز بیان می کنند. 
 این مطالعه نشان داد که موش های فاقد سلول های فاقد IEL نسبت به موش های نرمال متابولیسم بالاتری دارند، و میزان انسولین ترشحی از پانکراس، بعد از مصرف قند در این موش ها بالاتر از حد نرمال میباشد.
 
تهیه و تدوین: 
دکتر مریم عظیمی
دکتری تخصصی ایمونولوژی
 
 
برگرفته از :
He S, Kahles F, Rattik S, Nairz M, McAlpine CS, Anzai A, et al. Gut intraepithelial T cells calibrate metabolism and accelerate cardiovascular disease. Nature. 2019



              

دفعات مشاهده: 328 بار   |   دفعات چاپ: 31 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

نارکولپسی

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۱/۱۴ | 
میل غیرطبیعی و شدید به خوابیدن در طول روز را حمله خواب  یا  نارکولپسی (Narcolepsy) میگویند.  نارکولپسی ریشه یونانی دارد و از کلمه نارکو به معنی گیجی گرفته شده است. خواب‌آلودگی شدید روزانه، از دست دادن ناگهانی هماهنگی ماهیچه، احساس فلج شدن حین خوابیدن یا بیدار شدن و رویایی شدن یا همان بروز توهمات، از علایم و نشانه‌های بارز نارکولپسی است. در این اختلال نورولوژیک حمله خواب در حین هر فعالیت و در هر زمانی فرد مبتلا را تهدید میکند.

علت دقیق حمله خواب ناشناخته است. با این حال، اکثر افراد مبتلا به نارکولپسی مقدار کمی پروتئین مغزی به نام هیپوکرتین(Hypocretin) دارند. یکی از عملکردهای هیپوکرتین، تنظیم چرخه خواب است. چندین عامل محیطی و ژنتیکی، سبب کاهش میزان هیپوکرتین میباشند علاوه بر این محققین احتمال میدهند حمله سلول های ایمنی به سلول های آزاد کننده هیپوکرتین میتواند، به بروز بیماری نارکولپسی کمک می کند؛ بنابراین به نظر میرسد؛ این بیماری جز اختلالات خودایمن  نیز دسته بندی شود. سایر عوامل مانند استرس، قرار گرفتن در معرض سموم و عفونت نیز ممکن است در این امر نقش داشته باشد. مطالعات نشان می دهد عوامل ژنتیکی می توانند از جمله فاکتور های دخیل در بالا بردن ریسک ابتلا به این اختلال باشند.
یافته های جدید حاکی از آن است که ژن HLA-DQB1*06:02 یکی از مهمترین فاکتورهای ژنتیکی شناخته شده است که 85 تا 90 درصد از بیماران مبتلا به نارکولپسی دارای آن هستند.در مقابل DQB1*05:01 و DQB1*06:01 دارای نقش محافظت کنندگی در برابر نارکولپسی هستند.افراد هموزیگوت از نظر HLA-DQB1*06:02 در مقایسه با افراد هتروزیگوت از ریسک بالاتری برای ابتلا به نارکولپسی دارند.
تست HLA typing برای DQB1*06:02 یک روش مفید برای تشخیص نارکولپسی می باشد.اما ذکر این نکته ضروری است که مانند سایر اختلالات خود ایمنی DQB1*06:02 یک تست اختصاصی نمی باشد چرا که بسیاری از بیماران مبتلا به نارکولوپسی فاقد این HLA خاص هستند و در مقابل بسیاری از افراد دارای HLA-DQB1*06:02 هستند که به نارکولپسی مبتلا نیستند.


تهیه و تدوین:
 دکتر مریم عظیمی
دکتری تخصصی ایمونولوژی


منابع :
  1.     Nishino S, Ripley B, Overeem S, Lammers GJ, & Mignot E (2000) Hypocretin (orexin) deficiency in human narcolepsy. The Lancet 355(9197):39-40.
  2.     Zee P, Thorpy M, & Pagel J (2019) The diagnosis and management of narcolepsy. The Medical Roundtable General Medicine Edition.
  3.     Miyagawa T & Tokunaga K (2019) Genetics of narcolepsy. Human genome variation 6(1):4.

دفعات مشاهده: 359 بار   |   دفعات چاپ: 40 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

سایر مطالب این بخش