بررسی نقش داروهای ضددیابت در پیشگیری و درمان سرطانهای پوست
یافتههای یک مرور علمی منتشرشده در اکتبر ۲۰۲۶ نشان میدهد که برخی داروهای مورد استفاده در درمان دیابت نوع ۲، بهویژه متفورمین و تیازولیدیندیونها، ممکن است علاوه بر کنترل قند خون، در کاهش خطر ابتلا به برخی سرطانهای پوست یا مهار رشد سلولهای سرطانی نیز نقش داشته باشند. بااینحال، شواهد موجود هنوز برای توصیه این داروها بهعنوان راهبردی مستقل برای پیشگیری یا درمان سرطان پوست کافی نیست و تأیید اثربخشی آنها به مطالعات بالینی دقیقتر نیاز دارد.
ارتباط دیابت نوع ۲ با افزایش خطر سرطان پوست
پژوهشهای منتشرشده نشان میدهند که دیابت نوع ۲ با افزایش شیوع برخی بدخیمیها همراه است و سرطانهای پوست نیز در میان این بیماریها قرار دارند. ملانوما، سرطان سلول بازال و سرطان سلول سنگفرشی از جمله بدخیمیهایی هستند که ارتباط احتمالی آنها با دیابت و داروهای ضددیابت مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
چاقی، کمتحرکی، الگوهای غذایی نامناسب و سیگار کشیدن میتوانند بهطور همزمان خطر ابتلا به دیابت و برخی سرطانها را افزایش دهند. علاوه بر این عوامل مشترک، تغییرات متابولیک و التهابی ناشی از دیابت نیز ممکن است در ایجاد شرایط مساعد برای رشد سلولهای سرطانی نقش داشته باشند.
افزایش مزمن قند خون، بالا رفتن سطح انسولین و تجمع فرآوردههای نهایی گلیکاسیون پیشرفته از جمله تغییراتی هستند که میتوانند بر عملکرد سلولها و مسیرهای پیامرسانی مرتبط با رشد و بقای آنها اثر بگذارند. همچنین، افزایش استرس اکسیداتیو و اختلال در ترمیم آسیبهای DNA ممکن است زمینه را برای بروز تغییرات سرطانی فراهم کند.
از نظر زیستشناسی مولکولی، مسیرهای پیامرسانی PI3K/AKT/mTOR و MAPK اهمیت ویژهای دارند. این مسیرها در تنظیم رشد، تکثیر، تمایز و بقای سلولی مشارکت میکنند و اختلال در تنظیم آنها میتواند در پیشرفت بدخیمیهای پوستی نقش داشته باشد.
متفورمین؛ دارویی با ظرفیت بالقوه ضدسرطانی
متفورمین یکی از داروهای اصلی درمان دیابت نوع ۲ است که با کاهش تولید گلوکز در کبد و بهبود کنترل قند خون عمل میکند. بااینحال، توجه پژوهشگران در سالهای اخیر به اثرات احتمالی این دارو فراتر از کنترل قند خون معطوف شده است.
بر اساس مرور منتشرشده در Cutis، متفورمین ممکن است از چند مسیر در مهار فرایندهای مرتبط با سرطان پوست نقش داشته باشد. فعالسازی آنزیم AMPK، کاهش فعالیت مسیر mTOR، تعدیل پیامرسانی انسولین و فاکتور رشد شبهانسولین نوع یک (IGF-1) و کاهش استرس اکسیداتیو و التهاب از جمله سازوکارهای پیشنهادی هستند.
برخی مطالعات مشاهدهای، مصرف متفورمین را با کاهش خطر ابتلا به سرطانهای غیرملانومی پوست، از جمله سرطان سلول بازال و سرطان سلول سنگفرشی، مرتبط دانستهاند. در برخی پژوهشها نیز ارتباط میان مصرف این دارو و بهبود بقای کلی یا کاهش احتمال عود ملانوما در بیماران مبتلا به دیابت گزارش شده است.
بااینحال، نتایج مطالعات در مورد ملانوما یکسان نیست و در برخی بررسیها ارتباط معناداری میان مصرف متفورمین و خطر ابتلا به این سرطان مشاهده نشده است. بنابراین، نمیتوان بر اساس شواهد فعلی نتیجه گرفت که متفورمین بهطور قطعی از بروز یا عود سرطان پوست جلوگیری میکند.
در مطالعات پیشبالینی، ترکیب متفورمین با برخی داروهای ضدسرطان نیز نتایج امیدوارکنندهای نشان داده است. برای مثال، بررسیهای آزمایشگاهی درباره ترکیب متفورمین با وِمورافنیب در سلولهای ملانومای دارای جهش BRAF V600E، احتمال تقویت اثرات ضدتوموری را مطرح کردهاند. این یافتهها همچنان به ارزیابی بیشتر در مطالعات بالینی نیاز دارند.
تیازولیدیندیونها؛ تأثیر بر رشد و بقای سلولهای سرطانی
گروه دیگری از داروهای ضددیابت که در این مرور بررسی شدهاند، تیازولیدیندیونها هستند. این داروها با فعالسازی گیرنده هستهای PPAR-γ، حساسیت بافتهای محیطی به انسولین را افزایش میدهند.
گیرنده PPAR-γ در سلولهای مختلف پوست، از جمله کراتینوسیتها و برخی سلولهای ایمنی، بیان میشود. شواهد آزمایشگاهی نشان میدهند که فعالسازی این گیرنده میتواند از طریق کاهش التهاب، افزایش اثرات آنتیاکسیدانی، توقف چرخه سلولی و تقویت مسیرهای آپوپتوز، رشد سلولهای سرطانی را محدود کند.
در برخی مطالعات، داروهایی مانند روزیگلیتازون و پیوگلیتازون اثرات مهاری بر فرایندهای مرتبط با تومورزایی ملانوما نشان دادهاند. همچنین، در بررسیهای آزمایشگاهی، پیوگلیتازون با کاهش تکثیر سلولهای سرطان سلول سنگفرشی پوست همراه بوده است.
با وجود این نتایج، باید توجه داشت که بخش مهمی از شواهد مربوط به این داروها از مطالعات سلولی و پیشبالینی به دست آمده است. ازاینرو، هنوز مشخص نیست که این اثرات تا چه اندازه در بیماران مبتلا به سرطان پوست نیز مشاهده میشوند.
مهارکنندههای DPP-4؛ شواهدی بدون اثبات افزایش خطر سرطان پوست
مهارکنندههای آنزیم دیپپتیدیل پپتیداز ۴ (DPP-4)، که با نام گلیپتینها نیز شناخته میشوند، از داروهای مورد استفاده در درمان دیابت نوع ۲ هستند. این داروها با جلوگیری از تجزیه برخی هورمونهای اینکرتینی، به تنظیم ترشح انسولین و کاهش ترشح گلوکاگون کمک میکنند.
آنزیم DPP-4 علاوه بر نقش متابولیک، در تنظیم فعالیت سلولهای ایمنی و برخی فرایندهای مرتبط با رفتار سلولهای پوستی نیز مشارکت دارد. یافتههای آزمایشگاهی نشان دادهاند که تغییر در بیان این آنزیم ممکن است با پیشرفت ملانوما و توانایی تهاجمی سلولهای سرطانی ارتباط داشته باشد.
بر اساس مرور مورد بحث، شواهد موجود افزایش خطر کلی سرطان در مصرفکنندگان مهارکنندههای DPP-4 را تأیید نمیکنند. برخی مطالعات نیز کاهش خطر ملانوما را در مصرفکنندگان این داروها، در مقایسه با مصرفکنندگان سولفونیلاورهها، گزارش کردهاند.
بااینحال، این یافتهها برای اثبات اثر محافظتی این گروه دارویی کافی نیستند. نقش احتمالی مهارکنندههای DPP-4 در سرطانهای سلول بازال و سنگفرشی نیز همچنان به بررسیهای بیشتری نیاز دارد.
آگونیستهای گیرنده GLP-1؛ نبود شواهد قانعکننده درباره افزایش خطر
آگونیستهای گیرنده پپتید شبهگلوکاگون نوع یک (GLP-1)، گروه دیگری از داروهای دیابت هستند که ترشح وابسته به گلوکز انسولین را افزایش میدهند، ترشح گلوکاگون را کاهش میدهند و تخلیه معده را به تأخیر میاندازند.
اگرچه گیرندههای GLP-1 در پوست نیز بیان میشوند و این موضوع احتمال اثرگذاری داروهای این گروه بر مسیرهای پیامرسانی سلولی را مطرح میکند، مطالعات موجود تاکنون ارتباط مشخصی میان مصرف این داروها و افزایش خطر ملانوما یا سرطانهای غیرملانومی پوست نشان ندادهاند.
در یک مطالعه حیوانی که در این مرور به آن اشاره شده است، لیراگلوتاید مهاجرت کراتینوسیتها و روند ترمیم زخم را افزایش داد؛ اما شواهدی از افزایش تکثیر این سلولها مشاهده نشد.
بااینحال، نبود شواهد قانعکننده درباره افزایش خطر سرطان به معنای اثبات اثر محافظتی یا ضدسرطانی این داروها نیست. اطلاعات موجود درباره نقش مستقیم آگونیستهای GLP-1 در پیشگیری یا درمان بدخیمیهای پوستی هنوز محدود است.
مهارکنندههای SGLT و سولفونیلاورهها؛ حوزهای نیازمند پژوهش بیشتر
مهارکنندههای همانتقالدهنده سدیم و گلوکز (SGLT) با کاهش بازجذب گلوکز در کلیه، به پایین آمدن قند خون کمک میکنند. بر اساس مرور منتشرشده، این داروها ممکن است از طریق تعدیل استرس اکسیداتیو، کاهش فعالیت مسیرهای التهابی و تغییر پیامرسانی مرتبط با دسترسی سلول به مواد مغذی، ظرفیت بالقوهای برای اثرگذاری بر فرایندهای سرطانی داشته باشند.
بااینحال، نویسندگان تأکید میکنند که شواهد مستقیم درباره اثر مهارکنندههای SGLT بر سرطان پوست کافی نیست و نمیتوان درباره نقش پیشگیرانه یا درمانی آنها نتیجهگیری کرد.
سولفونیلاورهها نیز با تحریک ترشح انسولین از سلولهای بتای پانکراس، به کنترل قند خون کمک میکنند. اطلاعات مستقیم درباره ارتباط این گروه دارویی با سرطانهای پوست محدود است. در عین حال، برخی ترکیبات این خانواده، از جمله گلیبنکلامید، در مطالعات آزمایشگاهی بهعنوان عوامل بالقوه مؤثر بر مرگ سلولی و آپوپتوز در سلولهای سرطانی بررسی شدهاند.
این یافتهها بهتنهایی به معنای اثبات اثر ضدسرطانی این داروها در انسان نیستند.
آیا داروهای ضددیابت میتوانند به درمان سرطان کمک کنند؟
یکی از محورهای مهم این مرور، بررسی احتمال استفاده از برخی داروهای ضددیابت در کنار درمانهای استاندارد سرطان است. در شماری از مطالعات آزمایشگاهی، ترکیب داروهای ضددیابت با داروهای ضدسرطان با افزایش مرگ سلولی یا حساسیت بیشتر سلولهای توموری به درمان همراه بوده است.
برای نمونه، در برخی بررسیها، ترکیب گلیبنکلامید با دوکسوروبیسین به افزایش قطعهقطعه شدن DNA و آپوپتوز سلولهای سرطانی منجر شده است. همچنین، مطالعات پیشبالینی احتمال دادهاند که استفاده از مهارکنندههای SGLT در کنار دوکسوروبیسین بتواند حساسیت سلولهای سرطانی به این دارو را افزایش دهد و در شرایط مشخص، امکان کاهش دوز موردنیاز را مطرح کند.
با وجود جذابیت این رویکرد، نتایج آزمایشگاهی را نمیتوان مستقیماً به درمان بیماران تعمیم داد. اثربخشی، ایمنی، تداخلات دارویی و احتمال بروز عوارض در چنین ترکیبهایی باید در مطالعات بالینی کنترلشده بررسی شود.
جمعبندی و چشمانداز آینده
مرور علمی منتشرشده در مجله Cutis در اول اکتبر ۲۰۲۶، شواهد موجود درباره ارتباط دیابت نوع ۲، داروهای ضددیابت و بدخیمیهای پوستی را بررسی کرده است. این مقاله نشان میدهد که متفورمین و تیازولیدیندیونها، بیش از سایر گروههای بررسیشده، از نظر ظرفیت بالقوه پیشگیری از سرطان پوست یا مهار رشد سلولهای سرطانی مورد توجه قرار گرفتهاند.
در مقابل، اطلاعات مربوط به مهارکنندههای DPP-4، آگونیستهای GLP-1، مهارکنندههای SGLT و سولفونیلاورهها برای نتیجهگیری قطعی درباره اثرات ضدسرطانی کافی نیست. همچنین، ارتباط مشاهدهشده میان مصرف برخی داروها و پیامدهای بهتر سرطان لزوماً رابطه علت و معلولی را ثابت نمیکند؛ زیرا عواملی مانند سن، چاقی، شدت دیابت، بیماریهای همراه و تفاوتهای درمانی میتوانند بر نتایج اثر بگذارند.
نویسندگان بر ضرورت انجام مطالعات آیندهنگر، کارآزماییهای بالینی تصادفیسازیشده و تحلیلهای دقیق بقا تأکید دارند. بررسی اثر این داروها بر محیط سلولی پوست، تعیین نقش واقعی آنها در پیشگیری یا درمان بدخیمیهای پوستی و ارزیابی امکان استفاده از آنها بهعنوان درمان کمکی، از مهمترین اولویتهای پژوهشی در این حوزه به شمار میروند.
توصیه کاربردی: در حال حاضر، بیماران نباید داروهای ضددیابت خود را با هدف پیشگیری یا درمان سرطان پوست شروع کنند، تغییر دهند یا قطع کنند. انتخاب درمان باید بر اساس وضعیت دیابت، شرایط بالینی و شواهد معتبر انجام شود و تشخیص و درمان سرطان پوست نیز همچنان به ارزیابی تخصصی و روشهای درمانی تأییدشده متکی است.
منبع: Yang S, Babaei N, Kim D, et al. The Role of Antidiabetic Drugs in Cutaneous Malignancies: An Evidence-Based Review. Cutis. 2026;118(4):134–138. doi:10.12788/cutis.1448.
کامنت