بیماران مبتلا به لوپوس پس از سکته قلبی با خطر مرگومیر بالاتری مواجه هستند؛ نتایج یک مطالعه بزرگ در بریتانیا
نتایج یک پژوهش گسترده در بریتانیا نشان میدهد بیماران مبتلا به لوپوس اریتماتوز سیستمیک (SLE) که دچار سکته حاد قلبی میشوند، در مقایسه با سایر بیماران، تا پنج سال پس از این رویداد قلبی با خطر بهمراتب بیشتری برای مرگ ناشی از همه علل و همچنین مرگومیر قلبی–عروقی مواجه هستند. این یافتهها بار دیگر اهمیت توجه ویژه به سلامت قلب و عروق در بیماران مبتلا به بیماریهای خودایمنی را برجسته میکند.
لوپوس اریتماتوز سیستمیک یک بیماری مزمن خودایمنی است که در آن سیستم ایمنی بدن به اشتباه به بافتها و اندامهای خود فرد حمله میکند. این بیماری میتواند اندامهای مختلفی از جمله پوست، مفاصل، کلیهها، ریهها، سیستم عصبی و قلب و عروق را درگیر کند. در سالهای اخیر شواهد متعددی نشان دادهاند که التهاب مزمن ناشی از لوپوس میتواند روند تصلب شرایین را تسریع کرده و خطر بیماریهای قلبی–عروقی را افزایش دهد، اما اطلاعات مربوط به پیامدهای طولانیمدت بیماران پس از وقوع سکته قلبی محدود بوده است.
در این مطالعه که توسط «کیان کرمانی» و همکارانش از دانشگاه کیلی انگلستان انجام شد، پژوهشگران دادههای ثبتشده بیماران در انگلستان و ولز را مورد بررسی قرار دادند. این پژوهش بهصورت یک مطالعه همگروهی گذشتهنگر طراحی شده و اطلاعات ۷۸۴ هزار و ۹۱ بیمار بستریشده به علت سکته حاد قلبی را در فاصله ژانویه ۲۰۰۵ تا مارس ۲۰۱۹ تحلیل کرده است. مدت پیگیری بیماران بهطور متوسط ۶.۱ سال بود.
بررسیها نشان داد تنها حدود ۰.۱ درصد از بیماران بستریشده به علت سکته قلبی مبتلا به لوپوس بودند، اما این گروه ویژگیهای متفاوتی نسبت به سایر بیماران داشتند. بیماران مبتلا به لوپوس به طور متوسط جوانتر بودند و سن میانگین آنها حدود ۶۴ سال بود، در حالی که این رقم در سایر بیماران بیش از ۷۰ سال گزارش شد. همچنین حدود سهچهارم بیماران مبتلا به لوپوس را زنان تشکیل میدادند، در حالی که سهم زنان در گروه فاقد لوپوس حدود یکسوم بود.
نتایج مطالعه نشان داد خطر مرگ ناشی از همه علل پس از سکته قلبی در بیماران مبتلا به لوپوس بهطور قابل توجهی بیشتر است. پس از تعدیل عوامل مختلف، خطر مرگومیر در این بیماران طی ۳۰ روز نخست پس از سکته قلبی ۶۲ درصد بیشتر از افراد فاقد لوپوس بود. این اختلاف در یک سال پس از سکته به ۷۷ درصد و در پنج سال پس از آن به ۸۴ درصد افزایش یافت. به عبارت دیگر، بیماران مبتلا به لوپوس نه تنها در دوره حاد پس از سکته، بلکه در سالهای بعد نیز با پیامدهای نامطلوبتری روبهرو هستند.
پژوهشگران همچنین دریافتند که خطر مرگومیر قلبی–عروقی در بیماران مبتلا به لوپوس بین ۶۳ تا ۷۵ درصد بیشتر از سایر بیماران است. این افزایش خطر در بازههای زمانی ۳۰ روزه، یکساله و پنجساله مشاهده شد و نشان میدهد که بیماری قلبی در این گروه از بیماران ممکن است روند تهاجمیتر یا پیچیدهتری داشته باشد.
یکی از یافتههای مهم پژوهش مربوط به کیفیت مراقبتهای پس از سکته قلبی بود. بررسیها نشان داد بیماران مبتلا به لوپوس در هنگام ترخیص از بیمارستان کمتر از سایر بیماران داروهای استاندارد پیشگیری ثانویه مانند آسپیرین، استاتینها و مهارکنندههای آنزیم مبدل آنژیوتانسین یا مسدودکنندههای گیرنده آنژیوتانسین دریافت میکردند. همچنین امتیاز کلی شاخصهای کیفیت مراقبت در این بیماران اندکی پایینتر بود. با این حال، میزان انجام آنژیوگرافی عروق کرونر و اقدامات بازسازی عروق تفاوت معناداری با سایر بیماران نداشت.
متخصصان معتقدند چندین عامل میتواند در افزایش خطر قلبی–عروقی بیماران مبتلا به لوپوس نقش داشته باشد. التهاب مزمن، آسیب به دیواره عروق، افزایش شیوع عوامل خطر سنتی مانند فشار خون بالا و اختلالات چربی خون، عوارض برخی داروهای مورد استفاده در درمان لوپوس و نیز احتمال وجود اختلالات انعقادی از جمله مکانیسمهای مطرحشده هستند. به همین دلیل بسیاری از راهنماهای بالینی بر پایش منظم عوامل خطر قلبی–عروقی در این بیماران تأکید دارند.
نویسندگان مقاله در جمعبندی نتایج خود اعلام کردند که لوپوس باید بهعنوان یک عامل مستقل تعیینکننده پیامدهای نامطلوب قلبی–عروقی در نظر گرفته شود. به گفته آنان، شناسایی زودهنگام بیماران پرخطر، اجرای دقیق راهکارهای پیشگیری ثانویه پس از سکته قلبی و همکاری نزدیک میان متخصصان قلب و روماتولوژی میتواند در کاهش خطرات طولانیمدت این بیماران نقش مهمی ایفا کند.
این پژوهش در تاریخ ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶ بهصورت آنلاین در نشریه تخصصی Rheumatology منتشر شده است. پژوهشگران در عین حال به محدودیتهایی از جمله نبود اطلاعات دقیق درباره شدت و مدت بیماری لوپوس، نوع درمانهای دریافتی، یافتههای آنژیوگرافی و برخی بیماریهای همراه اشاره کردهاند و تأکید دارند که برای روشنتر شدن مکانیسمهای این ارتباط و یافتن راهکارهای مؤثرتر درمانی، انجام مطالعات تکمیلی ضروری است.
منبع: