• 1405/06/22 - 14:05
  • - تعداد بازدید: 3
  • - تعداد بازدید کنندگان: 2
  • زمان مطالعه: 7 دقیقه

FDA نخستین درمان خوراکی اختصاصی درماتومیوزیت بزرگسالان را تأیید کرد

377052.mp3 FDA نخستین درمان خوراکی اختصاصی درماتومیوزیت بزرگسالان را تأیید کرد

سازمان غذا و داروی ایالات متحده آمریکا (FDA) در تاریخ ۲۷ اوت ۲۰۲۶ داروی «برپوسیتینیب» (Brepocitinib) با نام تجاری Lisraya را برای درمان درماتومیوزیت در بزرگسالان تأیید کرد. این دارو نخستین درمان خوراکی است که به‌طور اختصاصی برای درماتومیوزیت در ایالات متحده تأیید شده است و می‌تواند گزینه درمانی جدیدی برای بیمارانی باشد که تاکنون عمدتاً با داروهایی درمان می‌شدند که اختصاصاً برای این بیماری تأیید نشده بودند. FDA این دارو را پیش‌تر در گروه داروهای بیماری‌های نادر قرار داده و درخواست تأیید آن را نیز تحت بررسی اولویت‌دار قرار داده بود.

درماتومیوزیت یک بیماری خودایمنی نادر و سیستمیک است که عمدتاً با التهاب عضلات و پوست شناخته می‌شود. بیماران ممکن است دچار ضعف پیشرونده عضلات، به‌ویژه در عضلات نزدیک به تنه، و ضایعات پوستی مشخصی شوند. با این حال، بیماری محدود به پوست و عضلات نیست و در برخی بیماران می‌تواند مفاصل، ریه‌ها، دستگاه گوارش و حتی قلب را نیز درگیر کند. درگیری ریوی، به‌ویژه بیماری بینابینی ریه، از جمله عوارض مهمی است که می‌تواند بر پیش‌آگهی بیمار تأثیر بگذارد. به همین دلیل، درماتومیوزیت را باید یک بیماری سیستمیک و نه صرفاً یک اختلال پوستی یا عضلانی در نظر گرفت.

درمان درماتومیوزیت طی سال‌های گذشته عمدتاً بر سرکوب سیستم ایمنی استوار بوده است. گلوکوکورتیکوئیدها معمولاً در مراحل مختلف درمان مورد استفاده قرار می‌گیرند و بسته به شرایط بیمار، داروهای تعدیل‌کننده یا سرکوب‌کننده سیستم ایمنی مانند متوترکسات، مایکوفنولات موفتیل و سایر داروهای سرکوبگر ایمنی و همچنین ایمونوگلوبولین وریدی ممکن است تجویز شوند. با وجود این، پاسخ همه بیماران به درمان‌های موجود مطلوب نیست و استفاده طولانی‌مدت از کورتیکواستروئیدها و برخی داروهای سرکوب‌کننده سیستم ایمنی می‌تواند با عوارض قابل توجهی همراه باشد. بنابراین، توسعه درمان‌های هدفمند که بتوانند مسیرهای مولکولی دخیل در التهاب بیماری را مهار کنند، یکی از نیازهای مهم درمان درماتومیوزیت محسوب می‌شود.

برپوسیتینیب از گروه مهارکننده‌های خوراکی و انتخابی TYK2 و JAK1 است. این دارو با مهار مسیرهای پیام‌رسانی خانواده Janus kinase یا JAK/TYK2، انتقال پیام برخی سایتوکاین‌ها و عوامل التهابی را کاهش می‌دهد. مسیر JAK-STAT یکی از مسیرهای مهم انتقال پیام در سیستم ایمنی است و در تنظیم پاسخ‌های التهابی نقش دارد. از این رو، مهار هدفمند این مسیر می‌تواند فعالیت التهاب خودایمنی را کاهش دهد. برپوسیتینیب به صورت قرص و یک بار در روز مصرف می‌شود و تأیید اخیر FDA، استفاده از آن را برای بزرگسالان مبتلا به درماتومیوزیت امکان‌پذیر کرده است.

پایه اصلی این تأیید، نتایج یک مطالعه بالینی فاز سوم با نام VALOR بود که به صورت تصادفی‌سازی‌شده، دوسوکور و کنترل‌شده با دارونما انجام شد. در این مطالعه ۲۴۱ فرد بزرگسال مبتلا به درماتومیوزیت وارد مطالعه شدند و به سه گروه دریافت‌کننده برپوسیتینیب با دوز ۳۰ میلی‌گرم در روز، برپوسیتینیب با دوز ۱۵ میلی‌گرم در روز یا دارونما تقسیم شدند. درمان به مدت ۵۲ هفته ادامه یافت و درمان‌های استاندارد نیز در طول مطالعه ادامه داشتند، در حالی که امکان کاهش تدریجی گلوکوکورتیکوئیدها فراهم بود. نتایج این کارآزمایی در مارس ۲۰۲۶ در مجله معتبر New England Journal of Medicine منتشر شد.

یکی از مهم‌ترین معیارهای ارزیابی در این مطالعه، Total Improvement Score یا TIS بود. این شاخص یک معیار ترکیبی و اعتبارسنجی‌شده برای ارزیابی میزان بهبود بیماران مبتلا به میوزیت است و جنبه‌های مختلف بیماری، از جمله قدرت عضلانی، عملکرد فیزیکی، فعالیت پوستی و سایر شاخص‌های فعالیت بیماری، آنزیم‌های عضلانی و ارزیابی کلی وضعیت بیمار توسط پزشک و خود بیمار را در نظر می‌گیرد. امتیاز بالاتر TIS نشان‌دهنده بهبود بیشتر است.

در هفته ۵۲، میانگین امتیاز TIS در بیمارانی که روزانه ۳۰ میلی‌گرم برپوسیتینیب دریافت کرده بودند به ۴۶٫۵ رسید؛ این میزان در گروه دریافت‌کننده ۱۵ میلی‌گرم ۳۷٫۵ و در گروه دارونما ۳۱٫۲ بود. اختلاف میانگین بین گروه ۳۰ میلی‌گرمی و دارونما ۱۵٫۳ امتیاز بود و از نظر آماری معنی‌دار گزارش شد. در مقابل، دوز ۱۵ میلی‌گرمی نتوانست برتری آماری مشخصی نسبت به دارونما نشان دهد.

اهمیت نتایج مطالعه VALOR تنها به بهبود امتیاز کلی بیماری محدود نبود. دوز ۳۰ میلی‌گرم برپوسیتینیب توانست در هر ۹ پیامد ثانویه کلیدی مطالعه نیز نسبت به دارونما عملکرد بهتری نشان دهد. این پیامدها شامل شاخص‌هایی مانند فعالیت بیماری پوستی، عملکرد فیزیکی و کاهش تدریجی مصرف گلوکوکورتیکوئیدها بود. بر اساس گزارش مطالعه، برخی از آثار درمانی از هفته چهارم قابل مشاهده بودند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که اثر دارو صرفاً به یک تغییر آزمایشگاهی محدود نبوده و در شاخص‌های بالینی مختلف بیماری نیز مشاهده شده است.

از سوی دیگر، نتایج مطالعه نشان می‌دهد که درمان با برپوسیتینیب نیازمند توجه جدی به ملاحظات ایمنی است. در کارآزمایی VALOR، میزان کلی بروز عوارض ناخواسته در سه گروه تفاوت چشمگیری نداشت و در گروه ۳۰ میلی‌گرمی حدود ۹۰ درصد گزارش شد؛ با این حال، عفونت‌های جدی در گروه دریافت‌کننده دوز ۳۰ میلی‌گرم بیشتر از گروه دارونما مشاهده شد؛ این میزان به‌ترتیب ۱۰ درصد و ۱ درصد بود. در طول کارآزمایی مرگی رخ نداد، اما این یافته به معنای حذف خطرات احتمالی دارو در مصرف طولانی‌مدت نیست.

بر اساس اطلاعات رسمی دارو، شایع‌ترین عوارض گزارش‌شده شامل عفونت‌های دستگاه تنفسی فوقانی، سردرد، خستگی، عفونت ادراری و تهوع بوده است. برونشیت، درد مفاصل، اسهال، کمردرد، زمین‌خوردن، آنفلوانزا و آکنه نیز در میان عوارض گزارش‌شده قرار داشته‌اند. قطع درمان به دلیل عوارض ناخواسته در حدود ۶ درصد از بیمارانی که دوز ۳۰ میلی‌گرم دریافت کردند رخ داد، در حالی که این میزان در گروه دارونما ۱۱ درصد بود.

با توجه به اثر سرکوب‌کننده سیستم ایمنی این دارو، FDA برای برپوسیتینیب هشدار ایمنی مهمی در قالب Boxed Warning در نظر گرفته است. این هشدار شامل خطر عفونت‌های جدی، افزایش خطر مرگ‌ومیر کلی، بدخیمی‌ها، حوادث عمده قلبی‌عروقی و ترومبوز یا تشکیل لخته‌های خونی است. بنابراین، تأیید این دارو به معنای مناسب بودن آن برای تمام بیماران مبتلا به درماتومیوزیت نیست و انتخاب بیمار، ارزیابی خطر عفونت و بیماری‌های زمینه‌ای و پایش دقیق در طول درمان اهمیت زیادی خواهد داشت.

نکته مهم دیگر این است که برپوسیتینیب جایگزین خودکار تمام درمان‌های موجود در درماتومیوزیت محسوب نمی‌شود. بیماران مبتلا به این بیماری از نظر شدت ضعف عضلانی، فعالیت پوستی، درگیری ریوی، وجود آنتی‌بادی‌های اختصاصی میوزیت، بیماری‌های همراه و پاسخ به درمان تفاوت قابل توجهی با یکدیگر دارند. بنابراین، تصمیم‌گیری درباره استفاده از یک مهارکننده JAK/TYK2 باید بر اساس ویژگی‌های بالینی و خطرات فردی بیمار و با نظر پزشک متخصص انجام شود.

تأیید برپوسیتینیب از سوی FDA از منظر دیگری نیز اهمیت دارد. درماتومیوزیت از جمله بیماری‌های خودایمنی نادر است که برای مدت طولانی درمان آن عمدتاً بر استفاده از داروهای سرکوب‌کننده یا تعدیل‌کننده سیستم ایمنی با کاربردهای گسترده‌تر در سایر بیماری‌ها متکی بوده است. ورود یک درمان خوراکی هدفمند که در یک کارآزمایی فاز سوم اختصاصی در بیماران مبتلا به درماتومیوزیت ارزیابی شده است، می‌تواند نشانه‌ای از حرکت درمان این بیماری به سمت پزشکی هدفمند و مبتنی بر مکانیسم‌های مولکولی باشد.

از دیدگاه پژوهشی نیز این تأیید قابل توجه است؛ زیرا نتایج VALOR نشان می‌دهد که هدف قرار دادن مسیرهای JAK/TYK2 می‌تواند بر چندین مؤلفه بیماری، از التهاب عضلانی و اختلال عملکردی گرفته تا تظاهرات پوستی و نیاز به کورتیکواستروئیدها، اثر بگذارد. با این حال، همچنان به داده‌های طولانی‌مدت برای تعیین میزان دوام پاسخ درمانی، شناسایی دقیق‌تر بیمارانی که بیشترین سود را از مهار JAK/TYK2 می‌برند و ارزیابی ایمنی در دوره‌های طولانی‌تر نیاز است.

در مجموع، تأیید Lisraya یا برپوسیتینیب در ۲۷ اوت ۲۰۲۶ یک نقطه عطف در درمان درماتومیوزیت بزرگسالان محسوب می‌شود. این دارو نخستین گزینه خوراکی است که FDA به‌طور اختصاصی برای این بیماری تأیید کرده و نتایج یک کارآزمایی فاز سوم نشان داده است که دوز ۳۰ میلی‌گرم روزانه می‌تواند در مقایسه با دارونما موجب بهبود معنی‌دار فعالیت کلی بیماری، عملکرد فیزیکی و تظاهرات پوستی و همچنین کاهش مصرف گلوکوکورتیکوئیدها شود. در عین حال، خطر عفونت‌های جدی و سایر عوارض بالقوه مهم ایجاب می‌کند که این درمان با انتخاب دقیق بیمار و پایش پزشکی مناسب همراه باشد.

  • گروه اخبار : اخبار علمی تخصصی
  • کد خبر : 377052
:
ادمین ادمین
خبرنگار

ادمین ادمین

نظرات

0 کامنت برای این مطلب وجود دارد

کامنت

Template settings