آلودگی ناشی از ترافیک با الگوهای التهابی مشخص در رینوسینوزیت مزمن ارتباط دارد
محققان در یک مطالعه مورد-شاهدی که نتایج آن در مجله پزشکی JAMA Otolaryngology–Head & Neck Surgery منتشر شده است، دریافتند که سه آلاینده عمده مرتبط با ترافیک و سوختهای فسیلی – دیاکسید نیتروژن، بنزن و سرب – به طور معناداری با افزایش خطر ابتلا به رینوسینوزیت مزمن (التهاب طولانیمدت مخاط بینی و سینوسها) همراه هستند. این مواد که عمدتاً از اگزوز خودروها، احتراق سوخت و تبخیر بنزین متصاعد میشوند، نه تنها احتمال بروز بیماری را بالا میبرند، بلکه هر یک با تحریک مسیرهای ایمنی متفاوت، الگوی التهابی متمایزی را در بافت سینوسها رقم میزنند. به بیان دیگر، نوع آلایندهای که فرد در طولانیمدت در معرض آن قرار گرفته، ممکن است شکل خاصی از التهاب سینوسها را به دنبال داشته باشد و در نتیجه بر پاسخ بیمار به درمانهای مختلف اثر بگذارد.
رینوسینوزیت مزمن یکی از شایعترین بیماریهای مزمن دستگاه تنفسی فوقانی است که با علائمی چون گرفتگی و ترشح بینی، کاهش یا از بین رفتن حس بویایی، احساس فشار و درد در صورت و سردرد همراه است و میلیونها نفر را در سراسر جهان گرفتار میکند. این بیماری از نظر مکانیسمهای ایمنی به دو دسته کلی نوع ۲ (با غلبه التهاب ائوزینوفیلی و واسطههایی مانند اینترلوکین-۴، ۵ و ۱۳) و غیر نوع ۲ (با درگیری بیشتر نوتروفیلها و مسیرهای استرس اکسیداتیو) تقسیم میشود. شناخت عواملی که بیمار را به سمت یکی از این دو مسیر سوق میدهند، برای انتخاب درمان هدفمند اهمیتی حیاتی دارد.
در این پژوهش، پرونده ۹۲ بزرگسال (۴۸ درصد زن، با میانگین سنی ۵۰ سال) که بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱ در یک مرکز ارجاعی تخصصی در کالیفرنیا تحت درمان قرار گرفته بودند، بررسی شد. از این تعداد، ۶۲ بیمار مبتلا به رینوسینوزیت مزمن تحت جراحی آندوسکوپیک سینوس قرار گرفتند و ۳۰ فرد دیگر که جراحی قاعده جمجمه داشتند و سابقه رینوسینوزیت مزمن نداشتند، به عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. پژوهشگران با استفاده از آدرس محل سکونت افراد و بهرهگیری از مدلهای رگرسیون مبتنی بر کاربری زمین، میانگین مواجهه مسکونی آنان با مجموعهای از آلایندهها را در طی ۵ سال پیش از جراحی برآورد کردند.
نتایج نشان داد که پس از تعدیل اثر متغیرهایی مانند سن، جنسیت، سابقه مصرف سیگار، استفاده از کورتیکواستروئیدها و بیماریهای زمینهای، افزایش مواجهه با دیاکسید نیتروژن، بنزن و سرب با رشد قابل توجه شانس ابتلا به رینوسینوزیت مزمن همراه بود. به ازای هر انحراف معیار افزایش در میزان مواجهه، شانس ابتلا برای دیاکسید نیتروژن ۱۳۲ درصد، برای بنزن ۱۱۵ درصد و برای سرب ۲۴۸ درصد افزایش یافت. در همین حال، سایر آلایندههای بررسیشده از جمله کروم، ۱و۳-بوتادین، نیکل و روی، ارتباط آماری معناداری با بیماری نشان ندادند.
به گفته دکتر جیویان لی، استاد راینولوژی و جراحی آندوسکوپیک قاعده جمجمه در دانشکده پزشکی دیوید گفن دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس و نویسنده مسئول این مطالعه: «تا پیش از این، بیشتر تحقیقات بر ارتباط ذرات معلق با شیوع و شدت رینوسینوزیت مزمن متمرکز بود و بررسی گازهای ناشی از ترافیک و آلایندههای صنعتی به صورت مجزا کمتر مورد توجه قرار گرفته بود.» او با ابراز شگفتی از یافتهها افزود: «برای ما تعجبآور بود که برخی آلایندههای مشخص ترافیکی با ابتلا به رینوسینوزیت مزمن پیوند دارند و هر ماده شیمیایی خاص با الگوی ویژهای از فاکتورهای التهابی همراه است.»
بررسی نمونههای بافت پوششی سینوسها نشان داد که الگوی التهاب در بیماران، بسته به نوع آلاینده غالب، تفاوت میکند. در افرادی که مواجهه بالاتری با دیاکسید نیتروژن داشتند، سطح سیتوکینهای IL-4، IL-5 و IL-13 که بازیگران اصلی التهاب نوع ۲ هستند، افزایش یافته بود. این در حالی است که مواجهه با بنزن و سرب با تغییر در سطح IL-1RA، IL-6 و IL-8 همراه بود؛ مولکولهایی که بیشتر با استرس اکسیداتیو، آسیب به پوشش داخلی سینوسها و التهاب وابسته به نوتروفیل ها (التهاب غیر نوع ۲) مرتبط هستند. این تفاوت بیانگر آن است که دیاکسید نیتروژن عمدتاً از مسیر پاسخ ایمنی نوع ۲ به تخریب بافت سینوس میانجامد، در حالی که بنزن و سرب با ایجاد آسیب اکسیداتیو و فراخوانی سلولهای التهابی نوتروفیل، فرم دیگری از بیماری را رقم میزنند.
به باور دکتر لی، این یافتهها میتوانند در آینده به پزشکان کمک کنند تا بر اساس سابقه مواجهه محیطی بیمار، احتمال بروز التهاب نوع ۲ یا غیر نوع ۲ را پیشبینی کنند. اگرچه درمان همواره باید بر یافتههای بالینی استوار باشد، اما آگاهی از پیشینه مواجهات محیطی بیمار، اطلاعات مکمل ارزشمندی درباره سیر بیماری و مدیریت درمان فراهم میآورد. دکتر آریا جعفری، استادیار بخش گوش و حلق و بینی و جراحی سر و گردن دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن در سیاتل که در این مطالعه مشارکتی نداشته، در این زمینه میگوید: «زمانی که از میان گزینههای مختلف درمانی، در حال انتخاب بهترین راهکار برای بیماران هستیم، این که بدانیم بدن آنها به کدام درمان احتمالاً پاسخ بهتری خواهد داد، بسیار کمککننده است. اگر رینوسینوزیت مزمن با مواجهات محیطی یا منطقه زندگی بیمار گره خورده باشد، این خود یک سرنخ اضافی برای هدایت بهتر فرایند درمان خواهد بود.»
دکتر جعفری همچنین بر اهمیت پرسوجوی فعالانه پزشکان از بیماران درباره محل زندگی، محیط کار و میزان مواجهه روزمره با آلایندهها تأکید کرد و افزود: «ما میتوانیم به بیماران توضیح دهیم که اکنون میدانیم مواجهه طولانیمدت با دود ترافیک، آلودگی هوا و مواد شیمیایی معلق چگونه میتواند به مرور زمان مخاط سینوسها را ملتهب کند.» به گفته دکتر لی، اقداماتی نظیر استفاده از ماسکهای تنفسی مناسب و بهکارگیری دستگاههای تصفیه هوای خانگی ممکن است به کاهش مواجهه و در نتیجه تخفیف التهاب در برخی بیماران کمک کند.
این مطالعه با تأکید بر نقش مستقل آلایندههای گازی ترافیک، گامی مهم در جهت درک عمیقتر تأثیر عوامل محیطی بر بیماریهای التهابی راههای هوایی فوقانی برداشته است. دیاکسید نیتروژن که عمدتاً حاصل سوختوساز در دمای بالا در موتورهای دیزلی و بنزینی است، بنزن که از اگزوز خودروها، تبخیر بنزین و برخی فعالیتهای صنعتی متصاعد میشود و سرب که اگرچه در سوخت بسیاری از کشورها حذف شده اما همچنان در گردوغبار جادهای و منابع صنعتی باقی مانده است، سه عامل خطر مهم شناسایی شدهاند. محققان امیدوارند با گسترش چنین مطالعاتی، بتوان نقشه راهی برای مداخلات پیشگیرانه، آموزش بیماران و طراحی درمانهای شخصیسازیشده بر اساس اثر انگشت محیطی هر بیمار ترسیم کرد.
منبع:
کامنت